دبیر تاریخ .شادگان
تاریخی و مطالب متنوع 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

آیا می توان روی آسفالت  خوزستان در گرمای داغ تابستان نیمه رو درست کرد!؟ اگر باور ندارید این فیلم را  دانلود کنید تا باور کنید.

توصیه مکرر مسئولین به شهروندان:

آب را درست مصرف کنید

برق مصرف نکنید

 بنزین به قیمت دبی

آیا این توصیه ها در گرمای خوزستان قابل اجرا هستند!

 

 

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 18:44 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

نماینده مردم شادگان در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: محرومیت مردم شادگان و مناطق مرزی خوزستان بعد از 35 سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی خجالت‌آور است.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تمیمی طی نطق میان دستور خود در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی، گفت: امروز به حکم مسئولیتم می‌خواهم ترجمان دادهای دیرین و زخم‌های کهنه دیارم باشم. نمایندگان شهرهای محروم کشور همچون شادگان از پیگیری‌ها و بی‌نتیجه بودن‌ها معلولند و چه بگوییم از رنج‌های مردم صمیمی و ولایت دوست، با وفا، صبور و کم توقع شادگان؟

وی افزود: مردم شادگان درخواست تجملی ندارند. این مردم برای بقا آب می‌خواهند. برای استمرار حیات کار می‌خواهند و برای داشتن یک زندگی آبرومندانه امکانات اولیه زندگی را طلب می‌کنند. آقای رییس‌جمهور از شما سوال می‌کنم از کجای محرومیت شادگان بگویم؟ از غیربهداشتی بودن آب شرب بگویم؟ از انتقال آب آشامیدنی مردم و استفاده مردم از آب خام بگویم؟ از خشکی تالاب‌ها بگویم؟ از گرمای 50 درجه بگویم؟

تمیمی خاطرنشان کرد: از وعده وزیر نیرو برای حل مشکل آب منطقه دو ماه می‌گذرد و هنوز اقدامی نشده و من می‌گویم آقای وزیر اگر توان انجام وعده‌ها را ندارید چرا وعده می‌دهید؟ طبق مصوبه دولت، کارمندان مناطق مرزی باید حق مرزی بگیرند و شادگان با 55 کیلومتر از حق مرزی محروم است. در منطقه شادگان آمار طلاق رو به افزایش است و مردم از فقر شدید اقتصادی رنج می‌برند و 35 درصد مردم تحت پوشش کمیته امداد هستند و افطار خود را در گرمای بیش از 50 درجه فقط و فقط با نان و گوجه باز می‌کنند.

نماینده مردم شادگان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: وزیر بهداشت در سفر به شادگان به من گفت که گویی من به سودان سفر کردم، بس که در بخش بهداشتی محروم است و علاوه بر محرومیت در بخش بهداشت و درمان راه‌های مواصلاتی به سمت شهرهای بزرگ و مراکز درمانی آن به شدت خطرناک است. سال 85 هیات دولت برای احیای بندر شادگان حدود 600 میلیون ریال اعتبار تصویب کرد اما متاسفانه هنوز عملیاتی نشده است و در دولت اخیر این کار را غیراقتصادی می‌داند.

وی با اشاره به مصوبه مجلس در مورد خودکفایی شهرداری‌ها، گفت: در برخی از شهرها این مصوبه قابل اجراست اما در شهری مثل شادگان که هیچ درآمدی ندارد نمی‌تواند منطقی باشد. شادگان همان شادگان زمان جنگ است چرا که هیچ درآمدی ندارد و خرمای شادگان که درآمد این منطقه است به ثمن بخس خریداری می‌شود و بسیاری دیگر از مشکلات و آیا وقت آن نرسیده است پس از 35 سال از پیروزی انقلاب فکری برای مردم شود و اگر فریادی است در شرایط فعلی که همه می‌دانیم با محدودیت‌هایی روبرویم فریاد محرومیت مردم شیعه و ولایی و غیور است.

همشهریان عزیز : به نظر شما عوامل عقب ماندگی شهرمون  در این مدت چه بوده است ؟ خودنمایندگان ، مسئولین منصوب دولت و نماینده ، خود مردم شهر ، کمبود یا نبود منابع اقتصادی در منطقه ، بافت سنتی و غلبه جمعیت روستایی برشهری و یا استکبارجهانی ! این سخنان تکراری تا کی باید زده و شنیده شود ؟! واقعا خجالت آور است.

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 13:5 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

دبیرستان فعلی شهید ممبینی شادگان

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 17:39 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 23:17 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

 

[ پنجشنبه هشتم خرداد 1393 ] [ 0:54 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

قبل از هر مطلب قهرمانی غرورآمیز تیم فوتبال فولاد خوزستان را در لیک برتر ایران تبریک و شادباش عرض می نمایم. دوسال پیش تصمیم گرفتم که هیچ وقت برای دیدن بازیها به ورزشگاه نروم. دلیلش هم این بود که به قول معروف جو ورزشگاه با وجود برخی تماشاگرنماها، فرهنگی نیست! به هر حال توسط بعضی ها ،از جمله فرزندم اغفال شدم و برای دیدن بازی پرسپولیس و استقلال اهوازبه ورزشگاه الغدیر رفتم . بازی چیز خاصی نداشت ، بصورت اتفاقی توپ بدست بازیکن استقلال خورد و داور پنالتی اعلام کرد و عباس زاده آن را تبدیل به گل کرد و الا اگر 180 دقیقه بازی ادامه پیدا می کرد ، پرسپولیس گل نمی زد.

نکات قابل ذکر:

- گوینده ورزشگاه تعداد تماشاگران حاضر را 4000 و اندی اعلام کرد ، اما هر کسی متوجه می شد که تعدادبیش از 10000 نفر هست!!

- فحش های رکیک و ..... بیش از هر شعاری تکرار می شد.

- تعداد بیشماری از تماشگران سیگار می کشید.

- نمازخانه ورزشگاه در زیر پله،و بسیار محقر و تاریک بود.

- دسشویی ها برخلاف گذشته تمیز بودند ؛ شاید چون تیم مهمان تهرانی بود و ترس از دوربین نود کارساز شده بود.

- مردم اهواز بخاطر قهرمانی تیم فولاد به صورت های گوناگون در مناطق مختلف (( مخصوصا لشکرآباد)) ابراز شادی می کردند.  

- خبری از آب شرب بهداشتی نبود.

- پارکینگ ورزشگاه مناسب بود اما متاسفانه علی رغم داشتن درب ورودی متعدد ،فقط یک درب باز بود.

البته ورزشگاه الغدیر بسیار زیبا و درشان مردم خوزستان بود که سالهای منتظر آن بودند.

سخنی با مسئولین عزیز

خواهش و تمنا دارم(( اگر چه وظیفه ی شماست)) که وسایل شادی آفرین مردم خونگرم و بی ادعای مردم  خوزستان را فراهم فرمایید. اگه دولت می خواست این مراسم را برای یک تعداد از مردم  در یک جایی برگزارکند، چقدر باید هزینه صرف می کرد؟ وقتی آمار بیکاری ، اعتیاد، بزه کاری ، افت تحصیلی در این استان معنا دار است! چرا با کمترین هزینه و سرمایه گذاری، این کار صورت نمی گیرد! تهیه زمین و وسایل ورزشی مگر چقدر هزینه آور است؟! که دولت در این زمینه عاجز است.  وجودشرکت های رنگارنگ و سود آور برای دیگران و پیامدهای منفی آن برای مردم این استان ؛ آیا برای این شرکتهاالزام آور نیست که در این زمینه سرمایه گذاری کنند؟!

انشاالله قهرمانی تیم فولاد باعث شود که مسئولین بذل و توجه بیشتری نسبت به ورزش استان داشته باشند.

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 12:6 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
سلام

روز 27تم اسفندجهت زیارت عتبات مقدسه ، به همراه عده ای از همشهریان عزیزم عازم کشور عراق شدیم. صبح زود به مرز زمینی شلمچه رسیدیم .با پارتی بازی جزء 3 گروه اول شدیم. بالاخره ساعت حدود 10 صبح اتوبوس عراقی حرکت کرد. ساعت 2 ظهر به منطقه معروف بطحا رسیدیم تنها نقطه ای که اتوبوس در بین راه توقف می کند. نماز و نهار خوردیم ، مجددا اتوبوس به سمت شهر نجف حرکت کرد . دم غروب به سلامت رسیدیم. نماز مغرب و عشا رو در حرم مطهر امام علی (ع) خواندیم .جای شما خالی زیارت کردیم و بعدبرای صرف شام به هتل برگشتیم. قصد سفرنامه نویسی ندارم ولی نکاتی پراکنده به عرض می رسانم.  اول اینکه چه شباهت نزدیکی بود بین خرابی زادگاهم و شهر بصره ! انگار دو برادر و یا شاید دوخواهر جدا از هم بودند. که حالا حالاها قصد آباد شدن ندارند! دوم من کلا سررشته ای از اوضاع اقتصاد و پولی کشور ندارم ، اما واقعا ریال ایرانی در برابر دینار عراقی هم بی ارزش بود! عجب اقتصادی ! یه روزی عراقی ها برای هزارتومن ما خود کشی می کردند ، الان تره هم خورد نمی کنند! سوم زهرا (9ساله) یکی از همسفرهایمان بود ، نکته خیلی ظریفی را درباره شادگان به من گفت : یعنی سوال طرح کرد:چرا شادگان شاد نیست ! شادی ندارد و من ماندم هاج وواج و حیران از بی جوابی ! بنده خدا راست می گفت! چهارم لحظه با شکوه سفر در حرم امیر المومنین رقم خورد . سال تحویل در جایی که آرزو داشتم ، بودم.برای همه شما عزیزان دعا کردم سلامت باشیم ، از خدا و اهل بیت جدا نشویم ، اوضاع معیشتی بهتر بشه و.... پنجم مداحی که به همراه کاروان مابود از عهده هرکاری برمی آمد الا مداحی ! بنده خدا چه ثوابی برد!ششم خوش بحال عراقی ها، که ماشین هایی سوار می شوند که ما آرزو داریم درکنار این ماشین ها عکس یادگاری بگیریم. چقدربدبختیم ما که  سوار ماشین ایرانی می شویم و تازه خیلی ها حسرت داشتن این آهن قراضه ها را دارند. هفتم این عراقی ها چقدر سیگار می کشند. بزرگ و کوچک ! همه نوعش ! دیوانه وار هشتم  توفیق اجباری برای خانم ها! خانم های ایرانی مجبورند حجاب خود را نگه دارند! البته بغداد (کاظمین) به حجاب ایرانی کمی شباهت داشت و بازارها چه شلوغ و پر جمعیت و حرم ها ............  مثل اینکه بعضی ها یادشان رفته چرا به سفر آمده اند! حوصله کنم ادامه خواهد داشت!        

[ جمعه هشتم فروردین 1393 ] [ 12:52 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

سلام

امشب نماز مغرب و عشا در یکی از مساجد قدیمی شهر بودم ، با اینکه شب جمعه بود و معمولا نمازگزاران زیادی جهت ادای نماز تشریف می آوردند ، اماجمعیت چندانی حضور نداشتند. نکته قابل ذکر این است که بعداز ادای نماز ، روضه ی سنتی هم برپا شد. به جمعیت که نگاه می کردم میانگین سنی مردان حاضر واقعا بالا بود .خبری از جوانان نبود! واقعا در این سالها چه کار کردیم که  جوانان از این گونه مکان ها فراری شده اند! آیابعد از 35 سال ، وقت تجدید نظر در برنامه های مذهبی نشده است! چه کسانی یا نهادهایی مسئولیت دارند!؟ امروز دیر است!

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 23:24 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

آقای درفش ـ فاخرعساکره نیک ـ بنده ـ کریم عساکره ـ۱۳۶۵

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

فاخر عساکره نیک ـ !؟ ـ بنده ـ  منطقه فاو۱۳۶۵

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

منطقه قاسمیه در حال ساخت سنگر۱۳۶۵

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

جزیره خارک در حال آموزش دیدن جهت عملیات کربلای ۵

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

سعید خنافری ـ بنده ـ درفش  ـ جزیره خارک ۱۳۶۵

 وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

 

[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 20:23 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

شورایی که ما داریم نه نفر از بهترین­های شهردرآن عضو هستند، نه نفری که از روز اول به دو جبهه ایران و عراق تبدیل شدند که نتیجه آن به  انتصاب و انتخاب و تغییر دو شهردار در مدت کمتر از شش ماه منجر شد. رئیس شورای سابق منشی شورای جدید شد و  بقیه  مناصب وکمیسیون ها ،همه بر اساس شایسته سالاری بین دیگراعضاء تقسیم شد. حقوق میلیونی برای خود تصویب کردند و حتی برخی حقوق چند ماه قبلشان را پیش تر گرفتند. و برخی نیزازخزانه البته بصورت امانت وام گرفتند.  این اعضا اصلا از کسی خط نمی گیرند و همگی مستقل عمل می کنند .در مدت بسیارکوتاه بصورت اعجاب انگیز و شبانه روزی کارکردند! خیابان­ها بسرعت بهسازی و آسفالت شدند. بازارچه های محلی بشکل خیلی مدرن سازماندهی شد. بازارماهی فروشان به بهترین ها درخاورمیانه درحال تبدیل شدن هست.  حقوق عقب مانده کارگران زحمت کش شهرداری قبل از اعتصاب پرداخت گردید.بازار بنر زنی بخاطرتشکر مردم ازانجام کارها حسابی رونق گرفت.خدا رو شکر که نماینده محترم مجلس (نه مردم) با گروه 4+1 هماهنگ شدند!  این بود شورای ما که در آینده بیشتر خواهم نوشت .

[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 0:0 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

تیم شاهین جوان شادگان ـ ۱۳۶۵

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

تیم منتخب دانشسرا در مسابقات آموزشگاهی ـ ۱۳۶۴ ـ امیدیه

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

تیم منتخب دانشسرا در مسابقات آموزشگاهی ـ ۱۳۶۴ ـ امیدیه

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

تیم فوتبال دانشکده ادبیات در مسابقات انتخابی المپیک دانشجویی ـ چمران اهواز ۱۳۷۳

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

تیم فوتبال پاس شادگان در مسابقات قهرمانی باشگاههای خوزستان ـ ۱۳۶۸

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

تیم فوتبال پاس (دخانیات ) در مسابقات باشگاهی شادگان ـ ۱۳۶۷

 

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 19:55 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

استاندار خوزستان گفت: نصب سرعت‌گیر توهین به مردم است.

عبدالحسن مقتدایی عصر دیروز در جلسه بررسی وضعیت ترافیک شهر که در استانداری برگزار شد، اظهار داشت: در سال 90، 369 نفر از هموطنانمان در تلفات شهری کشته شدند، در سال 91 این تعداد کشته‌ها به 300 نفر کاهش یافت، آیا این اتفاق خوبی است؟

وی ادامه داد: این آمار مربوط به حوادث رانندگی در داخل شهر است، در خارج از شهر که جای بحث زیادی دارد.

استاندار خوزستان در ادامه خطاب به شهرداران، فرمانداران حاضر در جلسه، عنوان کرد: اگر حاضریم خودمان یا عزیزانمان جزو این کشته‌ها باشند، تعلل اشکال ندارد، اما یادتان باشد اگر مسئولیت داشته باشید و کاری نکنید مطمئن باشید تاوان این تعلل‌ها را پس خواهید داد به دلیل آنکه دنیا دار مکافات است.

وی اضافه کرد: باید به بخش آموزش برای کاهش حوادث رانندگی توجه ویژه‌ای کنیم، نباید که همیشه ما حواسمان به کوچکتر‌ها باشد؛ گاهی کوچکتر‌ها باید حواسشان به ما باشد.

مقتدایی اذعان داشت: انتظار ما این است که از شهرهای کوچک این برنامه‌ها شروع شود.

وی عنوان داشت: آشفتگی بخش ترافیک را با حداقل امکاناتی که داریم می‌توانیم کنترل کنیم، باید برای این کار را از خودمان شروع کنیم، نباید افتخار ما این باشد که بعد از یک سال 69 نفر در حوادث رانندگی کمتر از سال گذشته کشته شده‌اند.

استاندار خوزستان ادامه داد: ما چهار مانور اساسی در خوزستان داریم که موضوع آن‌ها به تمام این استان مربوط می‌شود و مربوط به بخش خاصی نیست.

مقتدایی در پایان بیان داشت: نصب سرعت‌گیر توهین به مردم است؛ یعنی می‌خواهیم بگوییم که متمدن نیستیم، در بعضی مواقع آن را هم رنگ‌آمیزی می‌کنیم تا زیبا شود.

مسئولین شهری شادگان : نصب سرعت گیر توهین به مردم هست ! آن وقت شما می آئید  وسط جاده ها  دیوار می سازید . واقعاٌ که !

[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 23:32 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

 

شاعر عالیقدر استان خوزستان و جهان عرب ملافاضل سکرانی دار فانی را وداع گفت.

مصیبت وارده را به خانواده ی محترم وهمشهریان عزیز و کلیه دوستداران این فقید تسلیت عرض می نمایم.

 

[ دوشنبه سی ام دی 1392 ] [ 13:48 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیرتاریخ . شادگان

وبلاگ دبیرتاریخ.شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ .شادگان

وبلاگ دبیرتاریخ.شادگان

وبلاگ دبیرتاریخ.شادگان

وبلاگ دبیرتاریخ.شادگان

[ شنبه چهاردهم دی 1392 ] [ 20:47 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 20:49 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 20:35 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
رودخانه کارون که از قله های سربه فلک کشیده سلسله جبال زاگرس سرچشمه گرفته و در طول هزار کیلومتر، راه خود را از میان روستاها و شهرهای گوناگون باز نموده و سرانجام در دشت خوزستان به اروند و آب های خلیج فارس ملحق می شود، امروز در آستانه تصمیمات دشواری که برای آن گرفته اند، در سخت ترین روزهای عمر چندین هزارساله اش بسر می برد. در ایران، کارون هم نماد زندگی است و هم ...
برای امضای نامه سرگشاده اینجا کلیک کنید

جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی
ریاست جمهوری اسلامی ایران


با سلام و احترام

و با آرزوی موفقیت برای شما و توفیقات دولت تدبیر و امید در راه سرافرازی و پیشرفت ایران عزیز،

عالیجناب،

ما امضاء کنندگان این نامه که بطور سرگشاده به حضورتان ارسال می گردد، از شما می خواهیم تا به موضوع مهمی که می تواند در سرنوشت قسمت بزرگی از مملکت و منافع عمومی ملت تاثیر تعیین کننده داشته باشد، توجه ای ویژه نمایید.

آقای رئیس جمهور،

رودخانه کارون که از قله های سربه فلک کشیده سلسله جبال زاگرس سرچشمه گرفته و در طول هزار کیلومتر، راه خود را از میان روستاها و شهرهای گوناگون باز نموده و سرانجام در دشت خوزستان به اروند و آب های خلیج فارس ملحق می شود، امروز در آستانه تصمیمات دشواری که برای آن گرفته اند، در سخت ترین روزهای عمر چندین هزارساله اش بسر می برد. در ایران، کارون هم نماد زندگی است و هم یادآور تمدن هایی است که برای شکوفایی افکار و ایده های اجتماعی انسان، در سراسر این رود بزرگ شکل گرفته و سامان یافته اند. اما در طول تاریخ،آنچه انسان و تمدن اش از کارون می گرفت همیشه کمتر از آن بود که طبیعت به این رود بزرگ می داد. از این رو، تعادلی که منشاء آن وابستگی انسان به طبیعت بود، بزرگ ترین عامل در ماندگاری کارون بود. اما و اینک، بار بزرگی بر شانه های کارون نهاده شده که بیرون از توان او و بیش از آنچه است که طبیعت به او می دهد.

آقای رئیس جمهور،

ما بر این عقیده ایم که کارون سرمایه ای ملی و متعلق به همه ایرانیان است و نمی توان برای آن و بنا به یک اقتضای منطقه ای تصمیم گرفت یا آن را از زوایه یک یا چند طرح اقتصادی تعریف و تحدید کرد. فقدان این نگرش عام و فراگیر در سالهای گذشته باعث گردید تا تصویر چند پاره ای از کارون در مطالعات و بررسی های انجام شده منظور شود و این رودخانه بزرگ در جایگاه حقیقی اش قرار نگیرد، جایگاهی که زیرساخت یک اکوسیستم بزرگ و امتداد یافته از لرستان تا کهگلویه و از چهارمحال و بختیای و اصفهان تا خوزستان است. چنین نگاهی، قطعه قطعه کردن یک تصویر بزرگ و دست یازیدن بر بخش بخش یک منبع حیاتی است که می تواند آینده جغرافیای مهمی از کشور عزیزمان را با تهدید های شناخته شده و ناشناخته روبرو سازد. تصویر جامعه بزرگ ایران با قرار گرفتن قطعه هایی که درکنار هم می آیند، سامان خواهد گرفت و آشکار است که اگر طرح و نقشه کلان و همه جانبه ای برای این منظور نباشد، به دشواری می توان دریافت که چه تصمیمی می تواند تهدید کندده یا تامین کننده منافع ملی ما باشد.
تصویری که از رودخانه کارون در حال حاضر بر روی میز تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان دردولت بویژه در وزارت نیرو است، یک تصویر کامل و مطابق واقعیت های موجود نیست. این یک تصویری است که بر اساس اطلاعات و آمارهای دو دهه پیشتر و بلکه بیشترمی باشد. نگرانی ما این است که اگر این تصویر ناقص و غیرواقعی از کارون، بنیادی برای برنامه های آینده کشور قرار گیرد، نه تنها ساختاری نامطمئن و متزلزل برای فردای کشور تدارک دیده می شود، بلکه هزینه های گزاف بر شانه دولت و مردم تحمیل خواهد شد. اما مهم تر از این، سرنوشتی است که به این ترتیب برای بزرگ ترین رودخانه ایران رقم خواهد خورد و آن را به قهقرا خواهد برد.

آقای رئیس جمهور،

ما از شما می خواهیم تا قبل از اجرای هر طرحی درباره رودخانه کارون، دستور داده تا این رودخانه بزرگ مورد کارشناسی و بررسی جدید واقع گردد. این بررسی که می تواند همه جوانب تخصصی و زیست محیطی پیرامون این رودخانه را دربرگیرد، همچنین می تواند توان و ظرفیت آن را برای اجرای طرح های موجود آشکار سازد. ما از شما می خواهیم با تشکیل یک کارگروه ویژه، نه تنها این مهم پیگیری شود بلکه نتایج آن نیز به اطلاع عموم رسانده شود. اگر کارون مستعد طرح هایی است که درباره آن اندیشیده شده است، جای بسی خوشوقتی است که این منبع ملی موجبات راحتی و آبادانی سرزمین عزیزمان ایران گردد اما اگر کارون توان اجرای این طرح ها را ندارد، این ظلم بزرگ و فاجعه ای زیست محیطی خواهد بود که داغ آن بر کارنامه دولت جنابعالی خواهد خورد.

آقای رئیس جمهور،

شما سوگند خورده اید که پاسدار منافع ملت و امین منابع آن باشد. ما از شما می خواهیم برای وفاداری به این سوگند، دستور عاجل برای کارشناسی کارون و توقف همه طرح های جانبی آن تا روشن شدن نتایج این بررسی را صادر فرمائید.

برای امضای نامه سرگشاده به نشانی www.khouz.com مراجعه نمایید.
 
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۵
کد خبر: ۵۲۱۶۴
 
[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 20:11 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

با تشکر فراوان از خادم اهل بیت (ع) رضا عباسیان

[ جمعه یکم آذر 1392 ] [ 22:21 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

خادمان مسجد سید شرف

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

 وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

 

[ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 ] [ 20:10 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
سلام

«ما مسئولین خدمت گزار مردم هستیم » این جمله را بارها از زبان مسئولین زحمت کش کشوری ، استانی ، و شهرستانی شنیده ایم . عجب جمله ی تاثیرگذار والبته غلط انداز!!مصداق باور پذیری این جمله در شهر شادگان به وضوح نمود دارد !!! دلیل دارم .مدتی هست که کار شوراها آغاز شده ؛ ولی اخباری جزء اختلافات یا تصمیمات اشتباه و غلط شنیده نمی شود. اختلاف و لابی برای ریاست شورا ، انتخاب شهردار ، تعیین حقوق و......  در حالی که این آقایان و خانم ها در تبلیغات خود دم از وحدت و یکدلی ، مقصر دانستن اعضای گذشته ، جبران عقب ماندگی ها سر می دادند اما از وقتی که به مسند قدرت چند روزه رسیده اند ،ظاهرا می خواهند جای خدمت و خیانت را عوض کنند. جان سخن من با آنهایی است که با مظلوم نمایی و حق بجانب گرفتن وارد شورا شدند ! آقایان « اقرار العقلاء علی انفسهم جایز » یا بمانید وکاری بکنید، وگر نـــــــــه بسلامت !سخن دیگر من با سران شهراست: نماینده مردم ! فرماندار ! امام جمعه ی محترم ! نقش شماها در این اوضاع چیست!؟ یا اینها را به راه راست هدایت فرمائید یا شورا را منحل کنید! یه ذره دلسوز مردم باشید ، شادگان بدون شورا خراب تر نخواهد شد. «گرچه از ماست که برماست» این نتیجه انتخاب ماست .مردم عزیز ! نقش ما در قبال این اوضاع چیست ؟ باز هم روزه ی سکوت ! آخه تا کـــــــــــــــی ! 

[ جمعه دهم آبان 1392 ] [ 0:5 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

علی رغم تلاش بی وقفه آموزش و پرورش این شهرستان در ایجاد تسهیلات وساختن مدارس در تمامی روستاها ، متاسفانه آمار ترک تحصیل دختران در دو مقطع راهنمایی و متوسطه سال به سال بیشتر شده است ومسئولین این شهرستان به این مسئله کمتر توجه داشته اند. اگر چه آمار رسمی در این زمینه وجود ندارد اما به صورت پراکنده مدیران مدارس به  این معضل اذعان داشته اندو حتی برخی از مدیران دلسوز شخصا ٌ برای حل این پدیده دخالت مستقیم داشته اند که متاسفانه با برخورد بد والدین روبرو شده اند. برای ترک تحصیل دانش آموزان و بازماندگان از تحصیل در این منطقه دلایل متعددی وجود دارد ، از جمله: ازدواج زودرس برای دختران، فرهنگ پایین خانواده درخصوص میزان تحصیل فرزندانشان و اختلافات خانوادگی  ، اعتیاد ، فقر اقتصادی ، پر جمعیت بودن برخی خانواده ها ، تعصبات اجتماعی مذهبی و .... از جمله عوامل عمده در این مسئله محسوب می شوند. با توجه به در پیش بودن آغاز سال تحصیلی جدید ، از مسئولین محترم شهرستان عاجزانه درخواست دارم ، رسیدگی  و پیگیری این مسئله را در اولویت کاری خود قرار دهند . باشد که اجر دنیا و آخرت نصیب شما گردد.

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 ] [ 1:2 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

به گزارش جهان به نقل از مهر، نرخ بیکاری و وضعیت ۳۹۷ شهرستان کشور که بر اساس آخرین سرشماری کشور در سال ۹۰ از سوی مرکز آمار ایران انجام شده است، از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از آمارهای جنجال برانگیز عملکرد ۸ ساله دولت ارائه شد.

بشاگرد؛ بیکارترین شهر کشور

بررسی آمارهای مربوط به ۳۹۷ شهرستان کشور نشان می دهد که نرخ بیکاری در شهرستان بشاگرد به میزان ۵۳.۲ درصد و بالاترین نرخ بیکاری کشور است. همچنین شهر جوانرود با ۴۶.۹ درصد و سراوان در استان سیستان و بلوچستان با ۴۴.۸ درصد به ترتیب دومین و سومین شهر با نرخ بیکاری بالا در کشور است.

۲۰ شهر اول بیکار

مسجد سلیمان با ۴۳.۴ درصد، ایرانشهر ۴۳.۲، زابل ۴۳ درصد، سیب و سوران با ۳۸.۸ درصد، باوی با ۳۷.۷ درصد، هیرمند با ۳۷.۳، دشت آزادگان ۳۶، زهک با ۳۵.۹ درصد، شادگان با ۳۵.۹ درصد، اندیمشک با ۳۴.۲ و خرامه با ۳۱.۸ درصد جزو ۲۰ شهر بیکار اول کشور محسوب می شوند. مریوان با ۳۰.۶ درصد، سرپل ذهاب ۳۰.۴، اندیکا ۳۰.۳، پاوه ۳۰.۲ درصد، خرمشهر با ۳۰.۲ و سرباز با ۳۰ درصد در گروه ۲۰ شهر اول بیکار کشور قرار دارند.

۲۰ شهر دارای بهترین وضعیت بیکاری

در بین ۳۹۷ شهر کشور، نرخ بیکاری در ۲۰ شهر کشور کمترین میزان در بین تمام شهرهای کشور است. بر اساس آمار ارائه شده، نرخ بیکاری در مه ولات ۴.۸ درصد، بستان آباد ۴.۸، ایجرود، شبستر و خنداب ۴.۷ درصد، بشرویه ۴.۶ درصد و تیران و کرون نیز ۴.۵ درصد است.

همچنین نرخ بیکاری در شهر انار ۴.۵ درصد، خداآفرین ۴.۳ درصد، آران و بیدگل و ماهنشان ۴.۲ درصد، طارم ۴، جوین و سربیشه ۳.۹ درصد، کنگان ۳.۸، بجستان ۳.۶ درصد، خوشاب ۳، خور و بیابانک ۲.۷ درصد، خلیل آباد ۲.۵ درصد، سرایان ۲.۲ و ابوموسی ۱.۲ درصد است.

وضعیت بیکاری در مراکز استان ها

در میان شهرستان های کشور، نرخ بیکاری در برخی از مراکز استان ها نیز جالب توجه است. نرخ بیکاری در خرم آباد ۲۹ درصد، زاهدان ۲۵.۵ درصد، رشت ۱۶.۶، کرج ۱۷.۱ درصد، شیراز ۱۷.۹، بندرعباس ۱۵.۵ شهرکرد ۱۵.۴ درصد، اصفهان ۱۴، کرمان ۱۴.۳، اراک ۱۵.۴، تهران ۱۳.۵ و زنجان نیز ۱۳.۲ درصد است. بر پایه این گزارش، نرخ بیکاری در قزوین ۱۳.۲ درصد، ساری ۱۲.۸، مشهد ۱۰.۸، کرمانشاه ۲۳.۸ درصد و در شهر اردبیل نیز ۱۴.۷ درصد اعلام شد.

فاصله نرخ بیکاری در شهرها ۴۸.۸ درصد

به صورت کلی، برررسی ها نشان می دهد در حال حاضر فاصله نرخ بیکاری در بیکارترین شهر کشور به میزان ۵۳.۲ درصد با ابوموسی با نرخ بیکاری ۱.۲ درصد به میزان ۴۸.۸ درصد است.
فاصله حدود ۴۹ درصئدی نرخ بیکاری در شهرهای کشور نشان دهنده توزیع نامتوازن فرصت ها در کشور از سویی و توسعه نیافتگی مناطقی از کشور به لحاظ بهره مندی از صنعت، کارخانجات و تولید است.

۲۵ شهر زیر ۵ درصد و ۲۸۱ شهر بالای ۱۰ درصد بیکاری

۲۸۱ شهر از مجموع ۳۹۷ شهر کشور دارای نرخ بیکاری دو رقمی و بالای ۱۰ درصد است و تعداد شهرهای با نرخ بیکاری تک رقمی ۱۱۶ شهر است. همچنین تعداد شهرهای دارای نرخ بیکاری زیر ۵ درصد که نشان دهنده وضعیت مناسب آن شهرها به لحاظ وجود فرصت های شغلی برای کارجویان است تنها ۲۵ شهر کشور اعلام شد.

[ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 ] [ 11:11 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

 تالاب بین المللی شادگان در استان خوزستان به دلیل شباهت هایی که به هور هویزه و هورالعظیم داشت بخشی از آموزش های رزمی و عملیات شناسایی رزمندان در طول جنگ تحمیلی را در خود شاهد بود.

آن هنگام که شعله جنگ در آبادان و خرمشهر فروزان شد و مردم را آواره شهرها و روستاهای دور و نزدیک کرد شادگان با تالابش پذیرای مردم جنگ زده شد.

زمان جنگ بود و دشمن تا دندان مسلح به دنبال راهی بود تا پس از گذر از مرز و شهرهای جنوبی به مرکز استان برسد و خوزستان را تصاحب کند. اما تاالاب شادگان شاهد یک سری تیپ ها و لشکرها بود که در شادگان اردو می زدند که مجاورت آن نیروها با منطقه عملیاتی، حائز اهمیت بود.

به گواه تاریخ و بیان کسانی که در جنگ بودند، آن هنگام که شهرهایی مثل آبادان و خرمشهر در محاصره بودند، تالاب و شادگان به سان گلوگاهی در منطقه عمل می کرد.
وحالا ما به شادگان آمده ایم تا خود را جای فرماندهان و سرداران و سربازانی بگذاریم که به جای اقامت در مکانی امن و راحت، زندگی در شرایط سخت را انتخاب کردند تا سایر مردم خواب راحت به چشمشان برود تا شاهد تجاوز دشمن به خاک ایران نباشند.

تالاب بین المللی شادگان یکی از مناظر زیبای خوزستان است که در جنوب استان خوزستان قرار دارد. این تالاب از لحاظ رتبه های ثبت شده در یونسکو در برهه های مختلف متفاوت بوده است. زمانی رتبه پنجم بین المللی، سپس رتبه هجدهم و هم اکنون رتبه بیست و دوم را دارا است. این سیر صعودی شماره رتبه که در واقع سیر نزولی کیفی و کمی است، به دلیل دخل و تصرف های مصنوعی و بی رویه ورود آلاینده ها است.

پساب های کشاورزی، نشت لوله های نفتی که از تالاب عبور می کند، وجود زباله های شهری در حاشیه تالاب و... از جمله این آلاینده ها هستند.

تالاب شادگان که مساحتی بیش از ۵۰۰ هزار هکتار دارد و از رودخانه جراحی، کارون، جزر و مد خلیج فارس و بارندگی سالانه تغذیه می شود، از شمال به شادگان و خوردورق و از جنوب به رودخانه بهمنشیر و از غرب به جاده دارخوین و آبادان و از شرق به آب های خور موسی محدود می شود.

قابلیت های گردشگری این تالاب به عنوان یکی از ارزشمند ترین زیستگاه های آبی ، خاکی کشور برای علاقه مندان به گردشگری طبیعی ناشناخته است.

با همراهی "فرسایی" از قایق داران منطقه وارد تالاب شادگان می شویم. تالابی که علاوه بر داشتن ارزش بین المللی، طبق مصوبه شورای عالی حفاظت از محیط زیست با نام «پناهگاه بین المللی حیات وحش شادگان» به سازمان محیط زیست واگذار شد.

پهنه وسیع نیزارها در تالابهای بخش شمالی علاوه بر ارزشهای اقتصادی آن چشم اندازکم نظیری را ایجاد کرده است . مهمان نوازی ساکنین تالاب ، نوع پوشش ، غذاهای محلی ، مراسم و صنایع دستی مختص اهالی آن از دیگر جاذبه های تالاب شادگان است.

در میان تالاب های کشور، تالاب شادگان از نظر شکل رویشی، متنوع ترین تالاب به شمار می رود. سطح تالاب با گیاهانی چون لویی و چولان پوشیده شده که نوعی چگن هستند که در مصالح ساختمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

این تالاب محل بسیار مناسبی برای پذیرش هزاران پرنده آبزی مهاجر است که از ماهیان موجود در آن مانند شیربه، حمری، سانگ و چندال تغذیه می کنند.

تالاب بین المللی شادگان، زیستگاه پرندگانی مانند فلامینگو، حواصیل، لک لک، غاز وحشی، اردک، کشیم، انواع مرغابی، غواص گلوسرخ، پلیکان سفید، اردک مرمری، گیلانشاه خالدار و اکراس آفریقایی یا پستاندارانی مانند گربه وحشی، گراز، شغال و روباه است.

در حوزه آکولوژیک تالاب ۱۱۷ روستا و سه نقطه شهری یافت می شود. در روستای رگبه و صراخیه که مشرف به تالاب هستند و مانند شهر «ونیز» می توان از کوچه پس کوچه های آنها با قایق عبور کرد، محل مناسبی برای توسعه و طرح های گردشگری به ویژه گردشگری ورزش های آبی محسوب می شوند و طرح های گردشگری مانند ساخت اسکله، رستوران های سنتی در جزایر تالاب و ایجاد اقامتگاه و... می تواند در این منطقه اجرا شود.

نیاز به تجهیز زیرساخت، در تالاب زیبای شادگان یک ضرورت است که مسئولان کشوری و استانی باید بیش از پیش به آن توجه کنند.

تالاب شادگان ۳۰ سال است که به دلیل حمل، دفن و سوزاندن ۴۵ تن زباله شهری که هر روز از شهر جمع آوری می شود، وضعیت خوبی ندارد. سه دهه است که چندین هزار متر مربع از تالاب زیبای شادگان درجاده اهواز ـ شادگان، قبرستان زباله هایی است که حتی برای چند دقیقه ماندن، انسان را آزار می دهد.

کارشناسان گردشگری معتقدند مسئولین فرهنگی و گردشگری می توانند با فرهنگ سازی مناسب و توسعه زیر ساخت ها و توجه به مسائل بهداشتی و روانی زمینه را برای حضور بیشتر گردشگران فراهم کرد.

منبع : تارگاه انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان

[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 11:39 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

شهرى در خوزستان كه قصبه خوره سرّق است و آن را «دورق الفرس»  نيز گويند. مسعر پسر مهلهل در رساله خود (سفرنامه) گويد: چون از رامهرمز به دورق مى‏رويم بر چندين آتشكده مى‏گذريم كه ساختمانهاى شگفت انگيز و معدن‏هاى گوناگون پيرامون آن است. در «دورق» آثار باستانى از قباد پسر دارا بر جا مانده و در آنجا شكارگاهها هست ولى مردم از رفتن به آنجا پرهيز دارند.

 و مى‏گويند: آن سرزمين طلسم شده است. كه مادر قباد آنجا را طلسم كرده زيرا قباد بسيار شيفته شكار بود و از كار كشور باز مى‏ماند پس مادرش اين طلسم را ساخت تا او از شكار در آنجا پرهيز نمايد. در آنجا پشه‏هاى كشنده هست كه كسى از آنجا جان به سلامت به در نمى‏برد. در آنجا گوگرد زرد دريايى هست كه چشمه‏هاى آن همه شب روان است. و اين گوگرد در جايى ديگر يافت نمى‏شود. و اگر آن را به جاى ديگر برند روشنايى نمى‏دهد. و اگر آتش را از بيرون دورق به اينجا آورند آنچه كبريت آنجا باشد مى‏سوزاند. امّا آتش خود دورق اين گوگرد را نمى‏سوزاند و اين شگفت است. هنوز دليل آن شناخته نشده است.

مردم آنجا گذشت بسيار دارند كه در شهرهاى ديگر نيست

[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 23:6 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
 

1

شادگان

بخش خنافره

محسن

رضائي ميرقائد

4,298

2

شادگان

بخش خنافره

حسن

روحاني

3,199

3

شادگان

بخش خنافره

سعيد

جليلي

1,108

4

شادگان

بخش خنافره

علي اكبر

ولايتي

416

5

شادگان

بخش خنافره

محمدباقر

قاليباف

354

6

شادگان

بخش خنافره

سيدمحمد

غرضي

85

7

شادگان

بخش دارخوين

حسن

روحاني

2,791

8

شادگان

بخش دارخوين

محسن

رضائي ميرقائد

2,132

9

شادگان

بخش دارخوين

سعيد

جليلي

1,002

10

شادگان

بخش دارخوين

محمدباقر

قاليباف

536

11

شادگان

بخش دارخوين

علي اكبر

ولايتي

337

12

شادگان

بخش دارخوين

سيدمحمد

غرضي

70

13

شادگان

بخش مركزي شادگان

حسن

روحاني

17,754

14

شادگان

بخش مركزي شادگان

محسن

رضائي ميرقائد

16,300

15

شادگان

بخش مركزي شادگان

سعيد

جليلي

5,151

16

شادگان

بخش مركزي شادگان

محمدباقر

قاليباف

3,226

17

شادگان

بخش مركزي شادگان

علي اكبر

ولايتي

2,648

18

شادگان

بخش مركزي شادگان

سيدمحمد

غرضي

486

 

  منبع :http://result-p.moi.ir/Portal/Home/default.aspx
[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 13:5 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

سخنی با همشهریان عزیز درباره انتخابات شوراها

 اِنَّ الله لا یغیرُ ما بقُوم حتی یُغیروا ما باَنفسُهم .(رعد ـ آیه 11)

خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهدکرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.

 

شرکت درانتخابات دو حالت دارد: یا شرکت می فرمایید یا شرکت نمی فرمایید. که شرکت می فرمایید. حالا که شرکت می کنید باز دو حالت دارد : یا رای می دهید یا رای نمی دهید، که انشاالله رای می دهید! باز هم دو حالت دارد: یا به کاندیدای اصلح رای می دهید یا غیر.... !  اصلح که وجود ندارد . بازدوحالت وجود دارد: انتخاب شما بین بد و بدتر است. باز دوحالت دارد: به بدتر که رای نمی دهید، لطفا به بد هم رای ندهید ، چرا که ایشان بسرعت به بدتر تبدیل خواهد شد. همشهریان فهیم : برای یک بار هم شده به صورت طایفه ای ، هم فامیلی ، فله ای ، شارژی ، کبابی ، بی خیالی ، لجبازی ، ناسیونالیستی ،  رای ندهید.

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 11:10 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

من در شادگان، جنوب كشور به دنيا آمدم. تا 7 سالگي هم در شادگان زندگي مي‌كردم. ايام عيد كه مي‌شد خيلي‌ها براي سفر به جنوب مي‌آمدند و ما خودمان را براي مهمانداري آماده مي‌كرديم. البته ما هم سفر رفتن را دوست داشتيم و دنبال فرصتي براي رفتن به مسافرت بوديم. يكي از چيزهايي كه ما را از سفر رفتن منع مي‌كرد،‌ ديدن برنامه‌هاي تلويزيون بود. يكي ديگر از دلايل سفر نرفتنمان اين بود كه ما در جنوب فاميل‌هاي زيادي داشتيم و در ايام نوروز بيشتر وقتمان صرف عيد ديدني‌ها مي‌شد.
يكي از خاطرات جالب من، سفرهايي است كه با قايق در رودخانه به يك منطقه داشتيم، محلي كه فقط با قايق مي‌شد به آنجا رفت. روز سيزده‌بدر فاميل‌ها هر كدام سوار يك قايق مي‌شدند و به آنجا مي‌آمدند. هر قايق 2 پاروزن داشت كه مهارتشان در پاروزني بود. به آنجا كه مي‌رفتيم، بزرگ‌ترها با چوب آتش روشن مي‌كردند و قوري و كتري را روي آتش مي‌گذاشتند. آن‌موقع‌ها فلاسك و گاز پيك‌نيك نبود. همه چيز را طبيعي درست مي‌كرديم. نزديك آنجا يك زيارتگاه هم بود كه ما در بچگي به آن علي‌بن‌الحسين مي‌گفتيم ولي مطمئن نيستم كه اسم آن زيارتگاه واقعا همين است يا نه. اطراف آن زيارتگاه سرسبز و زيبا بود. ما بچه‌ها اين گردش يك‌روزه با قايق را بسيار دوست داشتيم. چون آن موقع‌ها تقريبا 6 يا 7 ساله بوديم و هيچ وقت به ما اجازه نمي‌دادند تنهايي كنار رود برويم و بازي كنيم. ولي آن روز، روز آزادي ما بود كه به راحتي كنار رود مي‌رفتيم.]من 7 ساله بودم كه پدرم فوت كرد. بعدها كه بزرگ‌تر شدم و خودم را بيشتر شناختم و با احساس خانواده هم آشنايي داشتم، شرايطي را فراهم مي‌كردم تا در ايام عيد با خانواده به سفر برويم. البته در سفرهاي نوروزي‌مان به خانه فاميل‌ها نمي‌رفتيم. چون در اين مهماني‌ها تعارف‌ها زياد مي‌شود و خانواده‌ام مجبورند كه غذا درست كنند يا ظرف بشورند و من مايل نبودم چنين اتفاقي بيفتد. به همين خاطر معمولا به هتل مي‌رفتيم تا خانواده‌ام هم استراحت كنند. در سفرهايمان هم بيشتر وقتمان را صرف ديدن مكان‌هاي ديدني و تاريخي مي‌كرديم. مثلا بسياري از آثار تاريخي شيراز و اصفهان را ديده‌ام. خلاصه اين 13 روز عيد براي خانواده‌ام فرصتي براي استراحت و ديدن شهرهاي مختلف بود. در بازي‌هاي كودكي من طبيعت نقش مهمي داشت. درخت‌هاي نخل استحكام زيادي دارد. ما هم به درخت‌ها طناب مي‌بستيم و طناب بازي مي‌كرديم. اين يكي از بازي‌هاي رايج بچه‌هاي جنوب است. ما يك مسابقه پسرانه هم داشتيم كه ببينيم كدام پسر سريع‌تر مي‌تواند از نخل‌ها بالا برود و از آن بالا خرما بچيند. البته براي خرماشدن مراحل زيادي بايد بگذرد. اول طلع است و بعد خارك و بعد هم رطب. وقتي رطب‌ها كاملا له مي‌شود، به خرما تبديل مي‌شود. تمام اينها بسيار خوشمزه است. خصوصا وقتي نصفش خارك است و نصفش رطب.ما در بچگي خودمان قمقمه‌هاي طبيعي درست مي‌كرديم! در درخت‌هاي خرما چيزي شبيه بسته وجود دارد كه در آن نوعي خوراكي هست و به آن خوراكي طلع يا جُمّار مي‌گويند. ما طلع‌ها را درمي‌آورديم. سر آن بسته مانند دم ماهي بود. ما جوري سر آن را قاچ مي‌كرديم و خوراكي‌هايش را درمي‌آورديم كه بتوانيم دو سرش را به يك طناب ببنديم. بعد داخل آن آب مي‌ريختيم و طناب را گردنمان مي‌انداختيم. آب در اين بسته خيلي خنك باقي مي‌ماند و مي‌توانستيم براي مسافت‌هاي طولاني از آن آب بنوشيم. ولي اگر زياد مي‌دويديم، تمام آب‌ها مي‌ريخت.ما يك بازي ديگر هم داشتيم. يك رطب را انتخاب مي‌كرديم و با مهارت خاص بايد جوري كلاهك سر آن را بيرون مي‌آورديم كه هسته رطب به آن چسبيده باشد. يعني كلاهك و هسته به شكل آدمكي مي‌شد كه كلاه به سر داشت. هركس مي‌توانست با مهارت اين كار را انجام دهد، برنده مي‌شد. ما نوبتي اين كار را انجام مي‌داديم و به هم مي‌گفتيم: شانست رو امتحان كن. يا اين كه: نيت بكن و كلاهك رطب را با هسته‌اش بيرون بياور. البته اين بازي بزرگ‌ترهايمان بود كه مهارت زيادي هم در آن داشتند.‌من تا 7 سالگي شادگان بودم . بعد هم آمدم خرمشهر و تا 12‌سالگي هم در آنجا زندگي مي‌كردم. بعد از آن هم دانشگاه قبول شدم و به تهران آمدم.

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 0:46 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

انالله واناالیه راجعون

مشیت الهی براین تعلق گرفته که بهارفرحناک زندگی راخزانی ماتم زده به انتظاربنشیندو

این،بارزترین تفسیرفلسفه آفرینش درفراخنای بی کران هستی ویگانه رازجاودانگی اوست

درگذشت همکارگرامیمان مرحوم: عبدالامیرآلبوخنفر

رابه کلیه پرسنل زحمتکش وشریف آموزش وپرورش وخانواده محترم ایشان تسلیت عرض نموده برایشان ازدرگاه خداوندمتعال مغفرت وبرای سایربازماندگان صبرجمیل واجرجزیل آرزومندیم.

بهمین مناسبت مجلس ترحیمی روزسه شنبه ۱۰/۲/۹۲ساعت۱۷لغایت۱۹درمحل مسجدامیرالمومنین(ع)برگزارمی گردد.

روابط عمومی مدیریت آموزش وپرورش شادگان

مدیریت این  وبلاگ ضایعه اسفناک را به خانواده محترم ایشان ،همکاران گرامی تسلیت عرض می نماید.

[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 17:49 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

مگر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده !!!

دبیر تاریخ شادگان

[ سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 ] [ 0:24 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

تمام هموطنان عزیز را برای دیدن این تالاب زیبا دعوت می کنم .

 انشاالله که به شما خوش بگذرد.

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

[ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 23:8 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

دبیر تاریخ شادگان

دبیر تاریخ شادگان

دبیر تاریخ شادگان

دبیر تاریخ شادگان

دبیر تاریخ شادگان

دبیر تاریخ شادگان

 

 

 دبیر تاریخ شادگان

[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 22:57 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

الف- ابن سكيت

    ابن سكيت، ابويوسف يعقوب بن اسحاق (186-244 ق/802-858 م)لغوي، نحوي، راوي ايراني تبار شيعي، سكيت لقب پدرش اسحاق بود كه به سبب افراط در سكوت بدان ملقب گرديد. ابن سكيت در دورق ، از شهرهاي خوزستان به دنيا آمد و سپس همراه خانواده‌اش راهي بغداد شد.[1] پدرش از نيكان و خود او از اصحاب كسائي بود و نحو را به خوبي مي‌دانست و مي‌گفت من در نحو داناتر از پدرم هستم و پدرم در شعر و لغت از من داناتر بود.[2] وي از اهل فضل ودين و از ثقات بود.[3]

    ابن سكيت از مجلس درس استاداني چون ابوعمروشيباني، فراء، ابن اعرابي، اثرم و  نصران خراساني كه همه از مشاهير علم و ادب آن روز بودند، بهره برد.[4] وي مانند بسياري از معاصرانش، براي تكميل اطلاعات خود در زبان عربي مدتي نزد بدويان زندگي كرد[5] در فن لغت بعد از ابن الاعرابي كسي را سراغ نداريم كه اعلم از ابن سكيت باشد.[6]

    ابن سكيت همراه با پدر خود در محله‌ي درب القنطره‌ي بغداد، به تربيت كودكان پرداخت[7]  ابن سكيت در عين حال كه از خواص اصحاب حضرت امام محمد تقي(ع) و امام علي النقي(ع) بود، ومحبت مفرط نسبت به حضرت اميرالمومنين علي(ع) و خانواده‌ي عصمت (ع) و اهل بيت رسالت(ص) داشته، مودّب پسران متوكل عباسي بود.[8] روزي معتز و مؤيد بر متوكل و يعقوب (ابن سكيت) وارد شدند متوكل از يعقوب پرسيد آيا دو فرزندم نزد تو محبوب‌تر‌اند يا حسن و حسين(ع)؟ ابن سكيت از اين مقايسه برآشفت .پس متوكل به تركان دستور داد كه شكمش را لگدمال كنند و او را به منزلش بردند و روز بعد وفات يافت.[9]

   برخي ديگر در مورد نحوه‌ي مرگش اين گونه آورده‌اند «روزي متوكل در حال درس از او] ابن سكيت[ پرسيد كه كدام يك از حسنين(ع) و اين دو پسر مرا زيادتر دوست مي‌داري؟ گفت: قنبر غلام حضرت علي(ع) را با خود تو و اين دو پسر تو مبادله نمي‌كنم، متوكل در خشم شد و امر كرد كه زبان او را بريدند».[10] يا «به امر متوكل زبانش را از قفايش بيرون كردند».[11]

    ابن سكيت كتابهايي را تأليف كرده است كه عبارتند از: اصلاح المنطق، الامثال، القلب و الابدال، الزبرج، البحث، المقصور و الممدود، المذكر والمونث، الجناس ، الفرق، السرج و اللجام، فعل وافعل، الحشرات(الاصوات)، الاضداد، الشجر والنبات، الوحوش، الابل، النوادر، معاني الشعرالكبير، معاني الشعر الصغير، المثني و المبني، المكني، سرقاه الشعراء و ما اتفقوا فيه، الايام والليالي(ماجاءفي الشعر و ماحرف عن جهته)[12]

    ابن سكيت اشعار شاعران را نيز جمع كرده است.[13]

 ب- علي بن مهزيار

   علي بن مهزيار اهوازي مكني به ابوالحسن دورقي الاصل پدرش نصراني بوده پس اسلام آورد. و گفته شده كه وی در حالي كه كودكي بيش نبود به همراه پدرش مسلمان شد.[14] علي بن مهزيار از اصحاب امام رضا(ع) و حضرت جواد(ع) و امام هادي (ع) مي‌باشد.[15]وي از فقها و مفسران شيعي[16] ، احاديث وي مورد وثاقت مي‌باشد[17]


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 15:13 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وقتی کریم خان در سال 1178 ه.ق در سیلاخور بود، قاصدی از طرف عمرپاشا والی بغداد خدمت رسیده ، پیغام آورد ، اگر کریم خان بخواهد قبیله ی عربی بنی کعب را ، که برای والی بغداد مزاحمت هایی ایجاد کرده بود سرکوب بکند، دولت عثمانی با در اختیار گذاشتن کشتی و آذوقه اورا یاری خواهد کرد. کریم خان با این پیشنهاد موافقت کرد.

در بهار سال 1178 سپاه ایران به طرف منطقه ی بنی کعب حرکت کرد و شهر فلاحیه( شادگان امروزی) را که مرکز بنی کعب بود متصرف شد. شیخ سلمان رئیس قبیله ی بنی کعب به آن طرف ساحل شط العرب ، به خاک عثمانی فراری شد.

در مورد اختلافات بنی کعب با ترکها و با ایرانی ها جز منابع ایرانی ، اطلاعات زیادی از بایگانی کمپانی هند شرقی در دست است ؛ اما این منابع گاهی با همدیگر متفاوت هستند و اختلافی که بین این منابع وجود دارد، هنوز هم سبب تاریک ماندن قسمت هایی از تاریخ برخوردهای بنی کعب با ترک ها و ایرانی هاست . با اطلاعاتی که تاکنون در دست داریم اهم این برخوردها از این قرار است:

شیخ سلمان با ورود کریم خان به منطقه ی بنی کعب ، چون تاب پایداری نداشت ، فرار کرد. از طرف دیگر در طول سالها اختلاف با ترکها و کمپانی هند شرقی ، شیخ سلمان نشان داده بود که آنقدر نیرومند است که حتی می تواند این دشمن قوی را تحریک کند. اما او برای مقابله با دشمن تازه ی دیگری ، مانند کریم خان هیچ گونه آمادگی نداشت و از این روی مجبور بود که بکوشد تا با ایرانی ها از در آشتی درآید. شیخ سلمان به این منظور به کریم خان زند پیغام داد چنانچه او بتواند با قبیله ی خود در خاک ایران به راحتی زندگی بکند، حاضر است کاملاٌ مطیع کریم خان بوده ، حتی پسر خود را به  نام گروگان به خدمت کریم خان بفرستد. کریم خان که از طرف ترکها نیز چندان حمایت نشده بود و ترکها فقط به ارسال دو قایق کوچک قناعت کرده بودند، از تقاضای شیخ سلمان استقبال کرده و عازم شیراز شد و در روز دوم صفر 1179 به شیراز رسید و تا سال مرگ خود در 1193 دیگر هرگز شیراز را ترک نکرد.

بدین ترتیب دست شیخ سلمان ، در مورد مخالفت با عثمانی ها و انگلیسی ها ، کاملاٌ باز شد. اواخر تابستان 1179 شیخ سلمان دو تا از کشتی های انگلیس را به نفع خود توقیف نموده ، 1176 با کمک متحد ضعیف خود عثمانی ، برای سرکوبی و چند روز بعد یک کشتی دیگر متعلق به انگلیسیها را نیز متصرف شد.

نمایندگی کمپانی هند شرقی که در بصره بود، با این پیشامد از مرکز کمپانی که در بمبئی بود، تقاصای ارسال چند کشتی جنگی نمود. کریم خان به محض اطلاع یافتن از این موضوع ، از فرصت استفاده کرده او نیز نامه ای به بمبئی ارسال داشت و پیشنهاد کرد چنانچه انگلیسی ها در جنگ او با میرمهنا، از طرف دریا او را یاری دهند، او نیز هنگام سرکوب بنی کعب از طرف انگلیسی ها ، با 20000 سپاهی از راه زمین آنها را حمایت خواهد کرد.

شاید از نظر کریم خان پیروزی قطعی بر میر مهنا هدف اصلی بود. در مورد پیشنهاد کریم خان به انگلیسی ها ، که هنگام حمله ی آنها به بنی کعب به آنها کمک خواهد کرد، باید گفت: که شاید هنوز خیال او از طرف بنی کعب که در پائیز 1178 اطاعت کامل خود را اعلام داشته بودند، کاملاٌ راحت نبود یا می خواست از قدرت آنها که هنوز هم تا حدی زیاد بود، بکاهد.

کشتی های انگلیسی با یک هنگ پیاده نظام بی آنکه قبلاٌ برای سرکوب میر مهنا با کریم خان همکاری شده بود، اوائل بهار (مارس1766) وارد بصره شد. به این ترتیب کریم خان برای همکاری با انگلیسیها ، در جنگ آنها با بنی کعب ، دیگر در خود احساس مسئولیتی نمی کرد. کوشش انگلیسی ها در تابستان برای شکست بنی کعب ، به نتیجه نرسیدو مجبور شدند با شکست بزرگی خود را عقب بکشند. متحدین هنگام برخورد با بنی کعب وارد خاک ایران شده بودند و با تقاضای مورخ 17 اکتبر 1766 کریم خان ، که خروج فوری آنها را خواستار شده بود، کاملاٌ غافلگیر شده ، مجبور به ترک ایران و دست کشیدن از جنگ شدند.

منبع : کتاب کریم خان زند و زمان او ـ نوشته دکتر پرویز رجبی ـ ص94

[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 9:3 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

 تالاب بین المللی شادگان در استان خوزستان به دلیل شباهت هایی که به هور هویزه و هورالعظیم داشت بخشی از آموزش های رزمی و عملیات شناسایی رزمندان در طول جنگ تحمیلی را در خود شاهد بود.

آن هنگام که شعله جنگ در آبادان و خرمشهر فروزان شد و مردم را آواره شهرها و روستاهای دور و نزدیک کرد شادگان با تالابش پذیرای مردم جنگ زده شد.

زمان جنگ بود و دشمن تا دندان مسلح به دنبال راهی بود تا پس از گذر از مرز و شهرهای جنوبی به مرکز استان برسد و خوزستان را تصاحب کند. اما تاالاب شادگان شاهد یک سری تیپ ها و لشکرها بود که در شادگان اردو می زدند که مجاورت آن نیروها با منطقه عملیاتی، حائز اهمیت بود.

به گواه تاریخ و بیان کسانی که در جنگ بودند، آن هنگام که شهرهایی مثل آبادان و خرمشهر در محاصره بودند، تالاب و شادگان به سان گلوگاهی در منطقه عمل می کرد.
وحالا ما به شادگان آمده ایم تا خود را جای فرماندهان و سرداران و سربازانی بگذاریم که به جای اقامت در مکانی امن و راحت، زندگی در شرایط سخت را انتخاب کردند تا سایر مردم خواب راحت به چشمشان برود تا شاهد تجاوز دشمن به خاک ایران نباشند.

تالاب بین المللی شادگان یکی از مناظر زیبای خوزستان است که در جنوب استان خوزستان قرار دارد. این تالاب از لحاظ رتبه های ثبت شده در یونسکو در برهه های مختلف متفاوت بوده است. زمانی رتبه پنجم بین المللی، سپس رتبه هجدهم و هم اکنون رتبه بیست و دوم را دارا است. این سیر صعودی شماره رتبه که در واقع سیر نزولی کیفی و کمی است، به دلیل دخل و تصرف های مصنوعی و بی رویه ورود آلاینده ها است.

پساب های کشاورزی، نشت لوله های نفتی که از تالاب عبور می کند، وجود زباله های شهری در حاشیه تالاب و... از جمله این آلاینده ها هستند.

تالاب شادگان که مساحتی بیش از ۵۰۰ هزار هکتار دارد و از رودخانه جراحی، کارون، جزر و مد خلیج فارس و بارندگی سالانه تغذیه می شود، از شمال به شادگان و خوردورق و از جنوب به رودخانه بهمنشیر و از غرب به جاده دارخوین و آبادان و از شرق به آب های خور موسی محدود می شود.

قابلیت های گردشگری این تالاب به عنوان یکی از ارزشمند ترین زیستگاه های آبی ، خاکی کشور برای علاقه مندان به گردشگری طبیعی ناشناخته است.

با همراهی "فرسایی" از قایق داران منطقه وارد تالاب شادگان می شویم. تالابی که علاوه بر داشتن ارزش بین المللی، طبق مصوبه شورای عالی حفاظت از محیط زیست با نام «پناهگاه بین المللی حیات وحش شادگان» به سازمان محیط زیست واگذار شد.

پهنه وسیع نیزارها در تالابهای بخش شمالی علاوه بر ارزشهای اقتصادی آن چشم اندازکم نظیری را ایجاد کرده است . مهمان نوازی ساکنین تالاب ، نوع پوشش ، غذاهای محلی ، مراسم و صنایع دستی مختص اهالی آن از دیگر جاذبه های تالاب شادگان است.

در میان تالاب های کشور، تالاب شادگان از نظر شکل رویشی، متنوع ترین تالاب به شمار می رود. سطح تالاب با گیاهانی چون لویی و چولان پوشیده شده که نوعی چگن هستند که در مصالح ساختمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

این تالاب محل بسیار مناسبی برای پذیرش هزاران پرنده آبزی مهاجر است که از ماهیان موجود در آن مانند شیربه، حمری، سانگ و چندال تغذیه می کنند.

تالاب بین المللی شادگان، زیستگاه پرندگانی مانند فلامینگو، حواصیل، لک لک، غاز وحشی، اردک، کشیم، انواع مرغابی، غواص گلوسرخ، پلیکان سفید، اردک مرمری، گیلانشاه خالدار و اکراس آفریقایی یا پستاندارانی مانند گربه وحشی، گراز، شغال و روباه است.

در حوزه آکولوژیک تالاب ۱۱۷ روستا و سه نقطه شهری یافت می شود. در روستای رگبه و صراخیه که مشرف به تالاب هستند و مانند شهر «ونیز» می توان از کوچه پس کوچه های آنها با قایق عبور کرد، محل مناسبی برای توسعه و طرح های گردشگری به ویژه گردشگری ورزش های آبی محسوب می شوند و طرح های گردشگری مانند ساخت اسکله، رستوران های سنتی در جزایر تالاب و ایجاد اقامتگاه و... می تواند در این منطقه اجرا شود.

نیاز به تجهیز زیرساخت، در تالاب زیبای شادگان یک ضرورت است که مسئولان کشوری و استانی باید بیش از پیش به آن توجه کنند.

تالاب شادگان ۳۰ سال است که به دلیل حمل، دفن و سوزاندن ۴۵ تن زباله شهری که هر روز از شهر جمع آوری می شود، وضعیت خوبی ندارد. سه دهه است که چندین هزار متر مربع از تالاب زیبای شادگان درجاده اهواز ـ شادگان، قبرستان زباله هایی است که حتی برای چند دقیقه ماندن، انسان را آزار می دهد.

کارشناسان گردشگری معتقدند مسئولین فرهنگی و گردشگری می توانند با فرهنگ سازی مناسب و توسعه زیر ساخت ها و توجه به مسائل بهداشتی و روانی زمینه را برای حضور بیشتر گردشگران فراهم کرد.

منبع : تارگاه انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 0:20 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

بی شک محرم بزرگ ترین مدرسه تاریخ است اما آیا ما برای این مدرسه ـ شاگردان خوبی  بودیم ؟هستیم ؟و خواهیم بود؟ قصد داشتم از نکات منفی برگزاری مراسم ماه محرم مطلب بنویسم . از مداحی های تاریخ مصرف گذشته / سنج و دممام های پرسرو صدا/ نذر ی های خصوصی/چادرهای محله ای/ چشم و هم چشمی دسته ها/ وووو... ولی به دلایلی نخواهم نوشت .ولی «بهترین زیبایی» مراسم امسال شهرم برگزاری نماز ظهر  عاشورا بود که با تبلیغات و هماهنگی های بعمل آمده از سالهای پیش پرشکوه تر برگزار گردید .دست کسانی که در این کار حسینی سهیم بودند درد نکنه و اجر و پاداششان را از خدا و صاحب این روز خواهند گرفت.  

 

[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 13:1 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

يعقوب بن إسحاق بن يوسف  الدورقی اهوازىّ معروف به ابن‏ سكّيت‏- بكسر سين و تشديد كاف. وى يكى از سران علم لغت و ادبيّات عرب و شعر و از خواصّ امام جواد و امام هادى عليه السّلام است، كتاب معروف او «اصلاح المنطق» است كه چندين بار به طبع رسيده، او به سال 244 بطور فجيعى بدست متوكّل عبّاسى بقتل رسيد، و در سبب آن نقل است كه او معلّم دو فرزندان متوكّل؛ مؤيّد و معتزّ بود، روزى متوكّل از او پرسيد: نزد تو اين دو كودك نيكوترند يا حسن و حسين دو فرزند علىّ؟ ابن‏ سكّيت‏ با بر شمردن برخى از مناقب آن دو امام بزرگوار در آخر كار گفت: شخص قنبر خادم علىّ عليه السّلام در نزد من از تو و دو فرزندت بهتر و نيكوترند، خليفه با شنيدن اين كلام به خشم آمده و فرمان داد تا زبانش را از قفا بيرون كشيدند و به اين ترتيب كشته شد، و وجه تسميه او به «ابن‏ سكّيت‏» نيز همين مى‏باشد، كه دائماً در سكوت بود و كمتر حرف مى‏زد، و در نهايت نتوانست گفتن سخن حقّ را در جاى آن ترك گويد، حضرت سجّاد عليه السّلام در پاسخ به كسى كه از او پرسيد سكوت بهتر است يا سخن گفتن؟ فرمود: هر كدام داراى آفاتى است، و در صورت نداشتن آفت، حرف زدن بهتر از سكوت است، پرسيد: اى زاده رسول خدا اين چگونه است؟ فرمود: زيرا خداوند انبيا و اوصيا را به خموشى و سكوت مبعوث نفرمود، بلكه به سخنرانى و كلام، و بهشت جزاى سكوت نشده، و نه ولايت خداوند بدان واجب، و نه آتش جهنّم بخاطر آن محصور، و نه غضب الهى بدان فرو نشيند، و همه اينها فقط و فقط در پرتو كلام و سخن گفتن است، و من قادر نيستم كه ماه را با خورشيد برابر كنم، تو فقط فضل سكوت بر كلام را مى‏گويى نه فضيلت كلام و سخن گفتن بر سكوت و خموشى را.

________________________________________
هلالى، سليم بن قيس، كتاب سليم بن قيس الهلالي، 2جلد، الهادى - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

[ جمعه دوازدهم آبان 1391 ] [ 21:14 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

یکی از صدها مشکلی که شهر ما داره ، یکی از آنها  « سد معبر » است ، که  به کلی شکل و شمایل شهر را بر هم زده و آن را از شهریت خارج کرده است.. سد معبر به وسیله مغازه داران محترم ، نبود یا کم عرض بودن پیاده روها در تمام سطح شهر ، عدم برخودار هدایت شونده بوسیله مسئولین شهر به خصوص شورا و شهرداری ،  نبود بازار چه های محلی ، عدم برخورد مناسب نیروهای رفع سد معبر شهرداری ،   سه چرخه ها که نه موتور محسوب می شوند نه ماشین  و نیروی انتظامی هیچ برخوردی با آن ندارد،  گاریها که در فصل تعطیلی مدارس چندین برابر می شوند ، خرید و فروش محصولات فصلی که اکثرا  بوسیله زنان روستایی انجام می شود، سقط فروشی،بیکاری ، دست فروش ها ، دکه دارها و........ باعث تشدید این امر شده است. چند روز پیش کتابی بدستم رسید با عنوان مفاتیح الحیات تالیف آیه الله جوادی آملی .خواستم این مسئله را از نظر فقهی و شرعی ، با استفاده از این کتاب ص733ـ736 با اندکی تلخیص بیان نمایم . انشاالله که مورد توجه قرار گیرد.

کیفر سد معبر

سد معبر از گناهان رایج است که با تاسف باید گفت بسیاری از افراد به آن توجه ندارند و بایسته است که مسلمانان به آثار و پیامدهای آن توجه داشته باشند.

در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

امام صادق (ع) فرمود: هر کس به راه مسلمانان آسیب رساند ضامن آن است . یعنی باید خسارت آن را جبران کند.

رسول خدا (ص) فرمود: هرکس در مسیر راه مسلمانان آب ناودان یا چاهی را جاری سازدیا میخی بکوبد یا حیوانی را ببندد یا گودالی حفر کند و [ هر چیزی که ] موجب آسیب عابران شود ضامن است .

مرحوم صدوق می فرماید: روایت شده است که هر کس راهی را ببندد خدا عمرش را کوتاه می کند.

امام سجاد (ع) می فرماید: از گناهانی که نابودی سریع آدمی را در پی دارد، سد کردن راه مسلمانان است.

 در حدیث دیگری آمده است : هر کس راه عمومی و همگانی را سد کند، از رحمت خدا دور است.

رسول گرامی (ص) فرمود: کسی که سد معبر کند و مانع عبور رهگذران شود از رحمت خدا دور است؛ نیز می فرماید: هر کس یک وجب از راه مسلمانان را بگیرد [و تصرف کند] روز قیامت در حالی محشور می شود که بار [یا مسافت ] هفت (طبقه) زمین را بر دوش دارد.

امیر المومنین (ع) هم در برخورد با گروهی که مزاحمت خیابانی ایجاد کرده بودند فرمود: شما را نمی بخشم مگر اینکه پایگاههای تجمع در مسیر را بر چینید و پنجره های مشرف را ببندید و ناودان های مانع عبور و مرور را بر کنید و چاه های سر راه را پر کنید ، چرا که این ها مایه مزاحمت و آزار مسلمانان است.

به نظر شما مسبب بار این گناهان  چه کسانی هستند و چه کسانی در این رابطه مسئولیت دارند؟!

برخی از مصادق سد معبر

سد معبر مطابق شرایط زمان و مکان مصادیقی گوناگون دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود:

۱)   حصار سازی در راه ها:

رسول خدا (ص) فرمود: از بیرون آوردن دیوار [ جلونشینی ساختمان] در راه های مسلمانان نهی کرد.

امام صادق (ع)می فرماید: کسی که دیوار خانه را به سوی راهی که از او نیست بیرون گذارد باید به جای خود باز گرداند . چگونه چیزی را که از خانه نیست بر آن می افزاید و برای چه کسی جا می گذارد؟

۲)  نشستن سر راه ها :

رسول خدا (ص) می فرماید: از نشستن سر راه دیگران بپرهیزید تا از رحمت خدا دور نشوید.

در حدیث دیگر فرمود: بدترین جایگاه نشستن ، بازارها و سر راه هاست و بهترین آن مسجدها ؛ نیز فرمود: از نشستن بر سر راه بپرهیزید، و [ با فرض سد معبر نکردن] اگر نشستید این حقوق را رعایت کنید: چشم فرو بستن[از نگاه به نامحرمان ] ، خوداری از آزار دیگران ، پاسخ به سلام سلام کنندگان ، امر به معروف و نهی از منکرِ مردمان.

۳)فرود آمدن در وسط راه ها :

رسول خدا (ص) می فرماید: پروردگار بزرگ کسی را  که در مسیر راه مسلمانان پیاده می شود یا توقف می کند ، دوست ندارد.با توجه به این سخن پیامبر (ص) شایسته نیست مسلمان در مسیر راه های پر تردد سوار و پیاده شود و مایه اذیت و مزاحمت عابران گردد ، بلکه باید از کنار مسیر و خیابان استفاده کند.

۴)و ۵) و۶) وووووووووووووووووووو

تذکر:

براساس این احادیث کارهایی مانند ایستادن ، تجمع ، پارک کردن وسایل نقلیه در جایی که سبب راه بندان یا کندی تردد مسافران شود ، مانند کوچه های عمومی ، خیابان های عمومی ، پیاده روهای عمومی ، چهار راه ها و نیز راه انداختن کاروان های شادی ـ افزودن بر مزاحمت صوتی ـ از موارد سد معبر است، چنان که نهادن هر گونه کالا و اشیاء در موارد یاد شده ، و جلو فروشگاه ها و همچنین نصب سایبان های مزاحم در جلو مغازه ها ، نهادن هر گونه کالا و اشیاء در پارک ها و پارکینگ ها های عمومی و ..... با فرض مزاحمت برای تردد کنندگان یا مزاحمت برای استفاده های مشخص شده یا ایجاد راه بندان از مصادیق سد معبرند و کیفر های یاد شده در روایات را دارند.

[ یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 ] [ 20:2 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 18:50 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

سلام همشهریان عزیز:

نخبگان شهرمان از نظر شما چه کسانی هستند؟ البته بدون توجه به جنسیت/ سن/ تحصیلات /سمت/از هرنوع/فرهنگی، سیاسی ، اقتصادی ، ورزشی .

  آنها نام ببرید.

 

بعد خواهم گفت برای چه کاری ؟!

 

تا یک هفته دیگه نیستم.

[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 14:55 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

شهید معرفی زاده نماینده دوره اول و دوم مردم شادگان و خرمشهر در مجلس شورای اسلامی بودند که در سقوط هواپیما به دست بعثیان عراقی در اول اسفند ۱۳۶۴ به شهادت رسیدند . روحش شاد

  وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

شهید معرفی زاده در جبه های جنگ

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

مراسم عزاداری در مسجد سید شرف

وبلاگ دبیر تاریخ شادگان

شب عاشورای ۱۳۶۴ـ مسجد سید شرف شادگان

منتظر عکس های بعدی باشید.

[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 14:32 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

امروز بعد از حدود شش /هفت ماه رئیس جدید اداره آموزش و پرورش شادگان  انتخاب یا بقولی انتصاب شد. البته ناگفته نماند که در مدت سپری  شده ،اداره بوسیله سرپرست ( آقای ظاهری )  مدیریت می شد . این  معارفه  جزء اولین تغییر و تحولات جدید جناب آقای تمیمی نماینده این شهرستان پس از شروع بکار مجلس می باشد . خلاصه این که پس از چند ماه که اسامی مختلفی برای ریاست اداره برسر زبانها افتاده بود، نهایتا با حضور جمعی از مسئولان استانی و شهرستانی برادر حاج حبیب حاجی زاده به عنوان رئیس جدید اداره معرفی گردید . برای ایشان در این سمت جدید آرزوی موفقیت و سربلندی از خداوند منان خواستارم . لازم به ذکر است که ایشان 12 سال مسئول گزینش بودندو نام نیکی از خود بر جای گذاشتند.

 حاشیه های جلسه :

-  رئیس  سابق اداره ( جناب آقای شاوردی)بنا به دلایل نامعلومی حضور نداشت . لازم به یاد آوری است ایشان به شیوه برکناری وزیر امور خارجه ( متکی )  در حین بازدید از یکی از مدارس خبر برکناری  تلفنی ایشان داده شد.  [ بنده صمیمانه از تلاشهای ایشان در مدت تصدی این پست تشکر و قدردانی می نمایم]

-  سخنرانان محترم همگی بر «ارزشی بودن »و «خدا ترس بودن» رئیس جدید( جناب آقای حاجی زاده) تاکید کردند.

-  نماینده جدید بجهت شروع بکار مجلس غایب جلسه بود.

-  با حضور آقای فاخر نسب رئیس محبوب پیشین  اداره بازار روبوسی داغ داغ بود.

-  آقای فرماندار در سخنرانی خود درباره این انتصاب فرمودند که با وی 2 روز پیش هماهنگی شد. و به این خاطر گله داشتند .

-   جناب آقای حاجی زاده در سخنرانی کوتاه خود از حاضران برای بهبود وضعیت آموزش و پروزش شادگان از همه همکاران  درخواست کمک و همیاری داشتند . همچنین در اقدامی جالب و تحسین برانگیز از نصب هرگونه بنر تبریک  در این رابطه  خوداری نمایند

-  بازار شایعات درباره  انتصاب  و جابجایی جدبد داخلی اداره داغ داغ بود.

-  امام جمعه محترم شهرستان از غایبان جلسه بود.

- سرپرست اداره طی سخنانی مبسوط بیلان کار خود از جمله جذب امکانات ( کولر - رایانه - چاپگرو....)...به سمع حاضرین رساند. بیچاره آموزش - افت تحصیلی - فرار معلمان بومی از شهر - و....

- با اینکه وزارت آموزش و پرورش استفاده ازتلفن همراه را در مدارس و محیط های آموزشی ممنوع کرده ! اما سالن مملو از آهنگ های جور واجور گوشی ها بود . جای دانش آموزان خالی! همکار عزیز : اگه خاموش نمی فرمایید الاقل سایلنت کنید . ای وای بلد نیستی !  بقول خانم شیرزاد - واقعاْ!

       در خاتمه :

دو سوال مطرح است :

۱) آیا همانطوری که بسیاری از همکاران برای انتصاب رئیس جدید حاضر شدند در هنگام وداع هم حاضر خواهند شد . (البته انشاالله )

۲)به نظر شما انتخاب یا انتصاب رئیس آموزش و پروزش یک منطقه به بوسیله چه کسی صورت می گیرد؟

الف ) مدیر کل آموزش و پرورش     ب) فرماندار      ج) نماینده شهر       د) با هماهنگی این سه نفر

در پایان آرزومندم که تغییر و جابجایی ها فقط و فقط بر اساس شایسته سالاری وتخصص افراد صورت بگیرد .

[ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ] [ 0:35 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

مسؤول انجمن دوستداران ميراث فرهنگی آبادان گفت: هر ملت یا قومی مطابق با ارزش‌ها و قواعد فرهنگی خود از جامه‌های ویژه‌ای استفاده می‌كنند. البته وضعیت اقلیمی و موقعیت طبقاتی افراد عواملی هستند که بر نوع پوشش آنان تأثیر می‌گذارند به هر حال آن چه بر تن مردم هر دیار دیده می‌شود صرفاً بیانگر پوشش آنان نیست بلکه تاریخ و فرهنگ آن قوم یا ملت را نیز بیان می‌کند.

اميد نوري در معرفی نوع لباس و پوشش عرب‌های خوزستان ايسنا اين چنين توضيح داد:

الف: پوشش مردان
دشداشه:
دارای دوخت مخصوصی است و به صورت لباس بلند و راحت که یکسره و تا مچ پا است و معمولاً به رنگ سفید می‌باشد و مردان عرب آن را می‌پوشند. در دو نوع عراقی (یقه‌دار) و خلیجی یا اماراتی (بدون یقه) وجود دارد.

بشت یا خاچیه : از دیگر لباس‌های مردم عرب‌ خوزستان است که روی دشداشه پوشیده می‌شود و جنس آن از نخ پشمی نازک است. برخی برای زیبایی سرشانه‌ها و آستین‌ها را با ابریشم زیبا که به رنگ بشت باشد گلدوزی می‌کنند. نوع دیگر بشت به نام "مزویه" معروف است و جنس آن از پشم ضخیم است و مخصوص زمستان می‌باشد و معمولاً به رنگ قهوه‌ای، سیاه و یا سورمه‌ای است و روی آستین و دور آن با استفاده از تورهای طلایی رنگ حاشیه‌دوزی می‌شود. امروزه از مزویه بیشتر پیرمردها استفاده می‌کنند.

چفیه یا کوفیه: نوعی سربند و نام پارچه‌ای است که روی سر گذاشته می‌شود تا از سر، چشم و دهان افراد در برابر آفتاب و شن محافظت کند. سادات از رنگ‌های سیاه یا سبز و دیگر افراد (عوام) از رنگ‌های سفید خالی یا سفید و سیاه استفاده می‌کنند. همچنین ممکن است چفیه یا کوفیه را روی سر نبندند و دور گردن بسته شود یا روی شانه قرار گیرد. منشاء اصطلاح کوفیه را شهر کوفه در عراق می‌دانند.

عقال: حلقه‌ای است سیاه رنگ از نخ‌های بافته شده به هم که روی سر گذاشته می‌شود و چفیه را نگه می‌دارد .

ب: پوشش زنان
عبایه
یا عبا (چادر عربی): پوششی است که زنان عرب می‌پوشند و بر خلاف چادرهای رایج در ایران در طرفین شانه‌های عبا بریدگی‌هایی وجود دارد که دست به راحتی از آن بیرون می‌آید تا در صورت وزش باد عبا به آسانی از تن پوشنده آن جدا نشود.

شیلّه: نوعی روسری است که زنان عرب از آن برای پوشش موهای خود استفاده می‌کنند و جنس آن از ابریشم یا نخ خالص است و در دو نوع تابستانی که پارچه آن نازک است و زمستانی که به صورت ضخیم بافته شده وجود دارند.

چِلّاب : وسیله‌ای گیره مانند از جنس طلا یا نقره است که به وسیله آن شیله روی سر محکم بسته می‌شود و برای زیبايی بیش‌تر در آن نگینی معمولاً فیروزه‌ای به کار می‌برند.

عُصّابه: پارچه سیاه رنگی است از جنس ابریشم یا کتان که زنان میانسال و پیرزنان عرب دور سر خود می‌پیچند. در این حالت شیله در بالای سر و زیر عصابه قرار می‌گیرد. در مراسم عزاداری نیز اغلب زنان از آن استفاده می‌کنند و برای نشان دادن تألم روحی خود روی عصابه مقداری گِل می‌مالند. بزرگی یا کوچکی عصابه به چند عامل بستگی دارد. این عوامل عبارتند از : سن ، قشر اجتماعی و علویه (سیده) بودن زن. بدین معنا که هر چه سن زن بیش‌تر باشد یا متعلق به طبقه اجتماعی بالاتری (شیوخ یا سادات) باشد به دورهای عصابه افزوده می‌شود و در حقیقت بزرگی عصابه نماینگر منزلت اجتماعی صاحب ان است.

نِفنوف: لباس بلندی است که زنان عرب می‌پوشند. معمولاً زنان جوان بیش‌تر از رنگ‌های تند مانند قرمز، زرد و نارنجی استفاده می‌کنند و زنان میانسال و پیر از رنگ‌های قهوه‌ای، سورمه‌ای و سیاه آن.

اِلباس: شلوار زنان عرب "الباس" نام دارد که فرقی با شلوارهای معمولی دیگر اقوام ایرانی ندارد جز این که در برخی مناطق پاچه شلوار تنگ و در بعضی مناطق گشاد دوخته می‌شود.

ثوب: لباس توری شکل و بلند و پهنی است که اغلب به رنگ سیاه و روی نفنوف پوشیده می‌شود که تا نیمه ساق پا و تا مچ دست را می‌پوشاند و از پشت گردن گره می‌خورد.

بوشیه: نام روگیر زنان عرب در گذشته بوده است که اکنون به ندرت به کار می‌رود. جنس آن از حریر و به صورت توری بافته می‌شود. زنانی که از باورهای مذهبی محکم‌تری برخوردارند بوشیه به صورت می‌زنند تا چهره از نامحرم برگیرند.

[ دوشنبه هشتم خرداد 1391 ] [ 0:47 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
دراسة موضوعیة في الدرس الأول الابتدائی

آب : یعنی الماء
والماء حیاه
آه لو اخبرتنی
لتعلمت الوضوء والصلاه
والسباحه والملاحه
بصراحه .... لتعلمت الفلاحه !
یاالهی ان للبلبل تغرید
فعلمه النباحه!

نان: تعنی الخبز
فی الصوره خبز بربری
مستطیل بربری
فلماذا خبز امی مستدیر شکله کالقمر!
رجل یحمله یعنی ابی؟
وابی بستان نخل
یعشق النخل وصید السمک
یذهب بعد صلاه الفجر
ویصلی الظهر فی بستانه
ویصلی المغرب
ثم یاتینا بوجه لا ضحوک
سله ضاحکه بالرطب
ابی لم یشتری فی الاسواق خبز
ابی لم یلبس جینز!
لا.. ذالک التصویر لیس من ابی
آه لو اخبرتنی
لرفعت المبتدا والخبر
ودرست انا تاریخ المخابز
مثل ما ادرس فی التاریخ
جوع التتروهجوم التتر!
فارفع اللهم انت المبتدا والخبرا
وادم للشعب خبز البربری!
انا مازلت اری الخبزه قرصا قمریا
هکذا ارسمها فی دفتری
هکذا ارسمها فی دفتری!!

من الشاعر هادی سالمی

مشکور : الاخ بدر نصاری  http://alfalahia.blogfa.com/ وبلاگ فلاحیتی

[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 0:19 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
گرگعان و گرگعان .

کل سنین ولعان

انطون اشویون من بیتکم

الله ایخلی افرخکم

گرگعانو گرگعان کلل سنینه ولعان الله ایخلی اولدکم الله ایخلی .......
این شعاری است که بچه های نوجوان شادگانی درشب نیمه ماه شعبان (تولد امام زمان عج )واول شب نیمه ماه رمضان یعنی تولد امام حسن ع( کریم اهل بیت) با گرفتن کیسه ای یا نایلکسی پس از به صدا در آوردن زنگ در همسایگان و هم محله ای ها سر می دهند واگر صاحب خانه کمی دیر کند باز جار می زنند (اهل السطوح تنطونه لو انروح) اگر کمی باز هم دیر شد جار می زنند (الله ایخلی ولدکم) ودر اینجا اگر فرزندان صاحب خانه را می شناسند شروع می کنند به بردن نام تک تک آنها مثل این که بگویند الله ایخلی صادق الله ایخلی امحمد.....یعنی خدا صادق را نگه دارد خدا محمد را نگه دارد.سپس صاحب خانه دم در می آید وآنچه را بدین منظور خریداری کرده بین آنها تقسیم می کند بعضی آجیل می دهند بعضی شکلات و غیره آنهایی که به سن جوانی رسیده اند برای برآورده شدن حاجاتشان یک چوب کوچک و یک کاسه بدست می گیرند و برای اینکه شناخته نشوند یک عبا یا چادر زنانه روی سر خود میکشندبه طوری که صورت آنها دیده نشود ودم در همسایه ها می روند وبا چوب به کاسه می زنند صاحب خانه نیز چون می داتد قصدشان چیست سعی می کند مقداری پول ویا چیز قابلی در کاسه فرد قرار دهدتا وی راضی از دم در صاحب خانه دور شود که نام این کار دگ الطویسه (کاسه زنی)می باشد.

با تشکر از وبلاگ پیام شادگان

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 22:39 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

این شعر در هنگام خشکسالی  و جهت طلب باران در بیشتر مناطق شادگان  در گذشته ی نچندان دورخوانده می شد.

یا عبید یده

دگ المدگه

دگو ابراسه

طیرو ا نعاسه

حنطه و شعیر

ترس  المناجیر

همشهریان عزیز اگر از این گونه اشعار دارند دریغ نورزند

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 0:23 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

دبیر تاریخ شادگان

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 0:24 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

الف) تالاب آب شيرين

بخش شمالي تالاب است و با منابع آب شيرين رودخانه جراحي تغذيه مي شود و داراي پوشش گياهي انبوهي است.

ب) پهنه جذر و مدي
اين پهنه در بخش جنوبي تالاب در پايين دست بزرگراه آبادان - ماهشهر گسترش دارد و از شمال در معرض عبور جريان سيلاب هاي خروجي از تالاب بوده و از جنوب، جزر و مدهاي خليج فـارس بر آن اثر مي گذارد. در اين قسمت از تالاب خورهاي متعددي وجود دارد. آب شيرين تالاب از اين پهنه عبور مي كند و به خليج فارس تخليه مي شود. در اين فرآيند، آب شور دريا با آب شيرين تالاب مخلوط مي شود و ناحيه اي موسوم به ناحيه ي آب لب شور را بوجود مي آورد.

ج) بخش ساحلي تالاب

اين بخش خط ساحلي خليج فارس، از دهانه ي بهمنشير تا خليج خور موسي را تا نقطه اي كه كم ترين عمق آب در حالت جزر، لااقل 6 متر است در بر مي گيرد. خليج خور موسي و چندين جزيره در آن بخش هاي اصلي اين ناحيه ي ساحلي را تشكيل مي دهند.

براي تالاب شادگان در انتهاي حوزه ي آبريز رودخانه ي جراحي دو محدوده را مي توان معرفي كرد:

محدوده ي "تالاب بين المللي" كه در اسناد كنوانسيون رامسر ثبت شده است و محدوده "پناهگاه" كه مشمول قوانين مربوط به مناطق چهار گانه تحت حفاظت محيط زيست است.

محدوده تالاب بين المللي 537700 هكتار مساحت دارد. اين محدوده در بردارنده ي تالاب آب شيرين، منطقه ي جزر و مدي و خور موسي و خوريات مرتبط با آن است. در همه ي اسناد و مدارك موجود مساحت اين محدوده برابر 400000 هكتار معرفي شد كه طبعاً بايد اصلاح شود. محدوده ي پناهگاه حيات وحش تحت حفاظت سازمان محيط زيست خوزستان مشتمل بر نيمه ي جنوبي تالاب آب شيرين و بخش عمده سرزمين جزر و مدي و خوريات درون آن تا خط ساحلي محصور بين بهمنشير در غرب و ساحل خورموسي در مشرق برابر 290000 هكتار است.

منبع : وبلاگ تخصصي محيط زيست

[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 12:17 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
ایسنا - وحيده فلاح سليماني - دورق نام قديم منطقه‌اي بوده كه در كتاب‌هاي كهن بسيار از آن ياد شده است. نقل است كساني كه از فارس و كرمان قصد حج داشته‌اند در اين‌ جا كه مكاني آباد و خرم به شمار مي‌رفته اسكان مي‌يافتند. در دوره افشاريه قبيله‌ بني‌كعب كه در حاشيه رود بهمن‌شير آبادان اقامت داشتند به آباداني دوباره اين سرزمين مي‌پردازند.
در زمان قاجاريه و در دوره حكمراني "شيخ ‌سلمان كعبي" به فلاحيه تغيير نام يافت و در سال 1304 خورشيدي فلاحيه نيز با تصويب هيات وزيران به ... حال پس از عبور از اين همه آباداني و تاريخ مردمان اين ديار به ديدن محلي به يادگار مانده از آباداني آن روزگاران در اين منطقه آمده‌ايم.
مكاني كه ويژگي‌ منحصر به فرد پوشش گياهي آن باعث جذب هزاران پرنده مهاجر از شمال اروپا، كانادا و سيبري شده و تنها مكان توليد مثل صدها دلفين در ايام آذر و دي ماه در خليج فارس محسوب مي‌شود.

از تالابي سخن مي‌گوييم در فاصله 105 كيلومتري اهواز و با درجه حرارت 49 درجه سانتي‌گراد در تابستان و پنج درجه سانتي‌گراد در زمستان در 48 درجه و 17 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 58 دقيقه عرض شمالي واقع شده است.

پس از انتظار حدود 30 دقيقه‌اي گروه سه نفره‌مان در ايستگاه گردشگري كه تابلويي قهوه‌اي رنگ دارد و كانكس‌هايي در آن ديده مي‌شد بالاخره راهنماي سفرمان، آقاي هنگ، كه پس از تلاش‌هاي بسيار يكي از دوستان به ما معرفي كرده بود، از راه رسيد.
او مرا زود شناخت چون قبلاً با هم تلفني صحبت‌كرده بوديم و مهم‌تر از آن تنها خانم جمع بودم. پس شناختن‌ام خيلي زحمت نداشت.
بقیه گزارش در ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 12:11 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

 مقام معظم رهبری فرمودند( رقابت غیر از خصومت و تهمت زدن متقابل است یا رقابت دادن وعده های خلاف قانون برای جلب مردم نیست)

از دیشب تبلیغات نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی  همانند همه شهرهای ایران اسلامی در شهر شادگان آغاز شد. ستاد ها با اجاره بهای گزاف به مدت یک هفته تعیین شده اند. انتظار می رود تبلیغات در فضای آرام و سالم پیش برود. این نکته را فراموش نکنیم : حق الناس : گذاشتن داربست در وسط خیابان ـ بخش صدای سیستم صوتی در شبانه روز ـ تجمع خیابانی در تنها خیابان اصلی شهر از مصادیق حق الناس می باشد ، که انشاالله از طرف طرفداران هرکدام از این عزیزان رعایت شود. به دنبال روش ماکیاولی نباشیم که هدف ،وسیله را توجیه می کند.

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 9:38 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

صبح امروز که از خواب بیدار شدم هوا به شدت آلوده از نوع گردوخاک معروف ، که به قول مسئولین از کشورهای همسایه مزاحم ما می شود، بود . منتظر بودم که اعلام شود مدارس به علت این پدید تعطیل شوند که اتفاق نیفتاد. هر چه نزدیک به ظهر می شدیم هوا بهتر می شد که مدیر آموزشگاه گفت : تایم بعداز ظهر امروز تعطیل اعلام شده است . البته تعجب نداشت . سال گذشته بارها این اتفاق افتاده بود که صبح ها گردوخاک می شد ، مدارس تایم بعدازظهر تعطیل می شد. آقایان مسئول لطفاً بیدار شوید. ما صبح در هوای آلوده بسر می بردیم امـــــــــــــا بعدازظهر تعطیل!! لطفا با هواشناسی هماهنگ کنید .

[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 17:16 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

چندی است که تنها کتابخانه شهر(اندیشه) به علت انتقال یکی از کتابداران به اهواز [ این کتابدار زحمت کش و فعال چگونه و با چه رابطه ای با وجود نیاز شدید به کتابدار منتقل شده بماند] تک شیفت شده است!! با توجه به داشتن حدود ۲۵۰۰۰ هزار دانش آموز - و دو مرکز دانشگاهی و [فقر امکانات فرهنگی از قبیل سالن مطالعه و .... ] این مسئله باعث رنجش خاطر  عزیزان فرهنگی این شهر گردیده است. از مسئولین زحمت کش و دلسوز  این شهرستان استدعا دارم لااقل بعد پشت سر گذاشتن انتخابات  چاره ای برای این مسئله  اندیشه در فرمایند.

[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 21:58 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

شهر دورق يا بيشتر فلاحيه (شادگان. م) مديون بنيان‏گذار خاندان چعب شيخ سليمان (سلمان)است. وقتى كه دورق قديم يكى از شهرهاى هشت‏گانه سوسيانا (خرابه‏هاى آن هنوز چند مايل دورتر در كنار رودخانه ديده مى‏شود) خالى از سكنه شد، فلاحيه در زمينى پست و باتلاقى در كنار دو شاخه از رودخانه جراحى احداث گرديد ديوار قطورى گرداگرد شهر، در محدوده‏اى به وسعت دو مايل مربع با ارتفاع شانزده پا با خشت ساخته شده و در هر ضلع آن با فاصله‏اى منظم برجى گرد و مدور ديده مى‏شود.

در درون حصار، بيش از چند خانه وجود ندارد و اغلب سكنه كه در حدود هشت هزار نفر تخمين زده مى‏شود در حومه شهر در ميان نخلستانها و در زير درختان خرما بسر مى‏برند. قصر شيخ (كه برادرش نيز با وى زندگى مى‏كند) در يك محوطه وسيعى قرار گرفته ولى ساختمان كه با خشت بنا گرديده است تقريبا عمارتى كوچك و محقر و در حال فروريختن است.

دورق به خاطر كارخانجات عبابافيش، شهرت فراوان دارد كه به اقصى نقاط ايران و كشورهاى عربى صادر مى‏گردد. و بقيه تجارت و دادوستد اين منطقه جزيى است و بازار چندانى ندارد.

منبع : ده سفرنامه ، کروسینسکی ، ترجمه مهراب امیری ، ج۱، تهران ، انتشارات وحید ،۱۳۶۹

توضیح : این سفرنامه مربوط به دوره صفویه و تاریخ وفات نویسنده ۱۷۵۶میلادی می باشد.

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 23:28 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
شخصیت و موقعیت
رجال شیعه در کتب خود، ابن سکیت را از شیعیان مخلص و از اصحاب امام جواد و امام هادی (علیهماالسلام) ذکر نموده اند. ابن سکیت در انواع علوم متبحر بود و پدرش هم مرد صالحی بود و از ابوالحسن کسائی دانش آموخته و با علوم عربیه آشنایی داشت. او برای بیان مسائل ادبی مجلسی داشت و مردم هم پیرامون او جمع می شدند. در عین حال اهل ادب و لغت اجماع کرده اند که بعد از ابن اعرابی، داناترین فرد به لغت و ادبیات ابن سکیت بوده است. نجاشی می گوید: او در نزد امام جواد (ع) و امام هادی (ع) بسیار محترم بود و از ایشان روایت هایی نقل می کند. متوکل عباسی به خاطر مذهب تشیع او را به شهادت رساند و داستان شهادت او مشهور است. ابن سکیت در علم ادب و لغت چهره ای درخشان بود و در نقل حدیث و روایات، موثق و راستگو به شمار می رفت و کسی بر او طعنی وارد نکرده است.

ابن سکیت و علمای اهل سنت
خطیب بغدادی می نویسد: «ابن سکیت» از علمای نحو و لغت به شمار می رود و کتاب اصلاح المنطق از تألیفات او است. او مردی فاضل و متدین بود و در نقل روایت ثقه و مورد اطمینان می باشد و او مؤدب فرزندان جعفر متوکل بود و از ابوعمرو شیبانی روایت می کرد. ابوعکرمه ضبی و ابوسعید سکری و میمون بن هارون و گروهی دیگر از او روایت می کنند.
یاقوت حموی هم می گوید: «یعقوب بن اسحاق بن سکیت» از عالمان علوم عربیه و لغت و شعر است. او از ابوعمرو شیبانی و فراء و ابن اعرابی و اثرم دانش آموخت و از ابوعبیده و اصمعی روایت کرد و گروهی مانند محمد بن فرج مقری و محمد بن عجلان اخباری و میمون بن هارون کاتب از او اخذ حدیث کرده اند. او کتابهای زیادی تصنیف کرده که مشهورترین آنها اصلاح المنطق می باشد.
ابن خلکان او را در کتاب خود ذکر کرده و از وی تجلیل و توصیف می کند و می گوید: کتابهای او در موضوع خود بسیار متین و صحیح می باشند، و حافظ ابن عساکر نیز در تاریخ دمشق شرح حال او را ذکر کرده و مشایخ و راویان او را آورده، و گفته: او از محمد بن مهنا و محمد بن صیح واعظ روایت می کند و از او نیز احمد بن فرج مقری و محمد بن عجلان روایت کرده اند.

 تعلیم کودکان در بغداد
پدر ابن سکیت در بغداد مکتبخانه داشت و کودکان مردم را تربیت می کرد و آنها را با علوم و معارف آشنا می ساخت و فرزندش یعقوب هم با او مساعدت می کرد. پدرش در یکی از سالها که برای انجام مناسک حج به مکه رفته بود، از خداوند درخواست کرد که کودک او را به فراگیری علم نحو توفیق دهد، فرزندش هم به طرف علم نحو و ادبیات رفت و به فراگیری آن مشغول شد.
ابن سکیت در محله جسر بغداد با گروهی رفت و آمد می کرد و کودکان آنها را تعلیم می داد و آنها هم مزدی به او می دادند، تا زمانی که با بشر و ابراهیم فرزندان هارون که برای عبدالله طاهر امیر معروف کتابت می کردند آشنا شد، و به تعلیم و تربیت کودکان آنها مشغول شد؛ و از این طریق با عبدالله بن طاهر که در آن ایام فرماندار عراق و بلاد جبل و خراسان بود رفت و آمد کرد.
در این هنگام عبدالله احتیاج پیدا کرد که معلمی برای کودکان خود پیدا کند. از این رو با کاتبان خود مشورت کرد و آنها هم ابن سکیت را به او معرفی کردند. او هم با گرفتن ماهی پانصد درهم حاضر شد کودکان عبدالله را تعلیم دهد. و در این میان گاهی هم به سرمن رای (سامرا) که مرکز خلافت بود می رفت و با عبدالله بن یحیی بن خاقان وزیر متوکل گفتگو می کرد.
ابن سکیت و متوکل عباسی
به طوری که قبلا نوشتیم، ابن سکیت در بغداد فرزندان عبدالله بن طاهر را تعلیم می داد و از این طریق با رجال بزرگ سیاسی و درباریان متوکل آشنا شد و ضمن رفت و آمد به سامرا به مجلس عبدالله بن یحیی بن خاقان راه پیدا کرد و توسط او به متوکل معرفی شد. او که مردی ادیب و شاعر و سخندان بود، نظر متوکل را به طرف خود جلب کرد و مورد توجه او قرار گرفت.
در این زمان به ابن سکیت پیشنهاد شد تا فرزندان متوکل، معتز و مؤید را تعلیم و تربیت کند و به آنها علم و دانش و ادب بیاموزد، او هم این پیشنهاد را قبول کرد و در سامرا اقامت گزید و به تعلیم فرزندان خلیفه مشغول شد، و درآمد ماهیانه ای هم برایش مقرر شد. معلوم است دستگاه خلافت که جای رقابتهای خطرناک است، برای ابن سکیت دشمنان جدیدی به وجود آورد.
احمد بن عبید گوید: ابن سکیت در مورد همنشینی و منادمت با متوکل با من مشورت کرد. من او را از مجالست و منادمت با متوکل نهی کردم ولی او گمان کرد من از روی حسادت او را از همنشینی با خلیفه باز می دارم. پس به سخنان و نصیحت من توجهی نکرد و با متوکل همنشین شد و در مجالس خصوصی او شرکت کرد و با او همصحبت شد.
ابن سکیت و تشیع
کسانی که شرح حال او را نوشته اند، تصریح کرده اند که او از محبان و شیعیان حضرت علی (ع) بوده و با امام جواد و امام هادی (علیهماالسلام) رفت و آمد داشته است. بعد از این که به سامرا آمد و به تعلیم کودکان خلیفه مشغول شد، رقیبان او از این نقطه به تضعیف مقام او مشغول شدند و جریان را به متوکل اطلاع دادند و سابقه او را به متوکل گفتند. در میان خلفاء بنی عباس، متوکل نسبت به امام علی (ع) بسیار دشمنی می کرد و دستور داده بود در شهرها و ولایات نسبت به علویان سختگیری کنند و آنها را در فشار قرار دهند و تحقیر نمایند.

شهادت ابن سکیت
مخالفان ابن سکیت جریان و سابقه او را به متوکل گزارش کردند و گفتند که از شیعیان حضرت علی (ع) است. از قراری که از سیره او معلوم می شود، متوکل به سخن ساعیان گوش نمی داده و نمی خواسته بدون تحقیق و بررسی او را از دست بدهد و به همین جهت تصمیم می گیرد خود او را آزمایش کند و حقیقت را دریابد و عقیده اش را به دست آورد.
او در یکی از روزها با مقدمه چینی وارد مجلس درس او شد، در حالی که کودکانش نزد او بودند، متوکل متوجه ابن سکیت شد و گفت: «این دو کودک من نزد شما عزیزتر هستند یا حسن و حسین فرزندان علی بن ابی طالب؟» ابن سکیت اگر چه معلم کودکان خلیفه بود و در دربار زندگی می کرد و از دنیای مادی و رفاه کامل بهره می برد، همه به او احترام می کردند و به مقام او غبطه می خوردند، ولی ایمان و عقیده ثابت او و اخلاصش به امام علی (ع) و فرزندان آن حضرت، در دلش رسوخ کرده و زرق و برق دنیا دیدگان او را کور نکرده بود. او با کمال شجاعت دست از همه چیز کشید و خود را در معرض خطر انداخت و گفت: «ای متوکل! قنبر خادم علی (ع) از دو کودک تو بهتر بود تا چه رسد به فرزندان او». با این پاسخ، هوش از سر متوکل رفت و او را در بهت و حیرت فرو برد. خشم و غضب او را فرا گرفت و بلافاصله امر کرد تا غلامان ترک، زبان او را از پشت گردنش بیرون کشیدند و بریدند و شکمش را زیر پاهای خود له کردند و بعد بدن نیمه جان او را به منزلش بردند و او در ماه رجب سال 243 درگذشت.

 آثار
ابن سکیت در زندگی خود کتابهای زیادی تألیف کرد و ما در این جا به تعدادی از آثار او که یاقوت حموی در معجم الادباء آورده ذکر می کنیم، ولی افسوس که این آثار ارزنده ی ادبی و تاریخی در حوادث روزگار از بین رفته و فقط کتاب «اصلاح المنطق» او باقی مانده است که اکنون چاپ شده و در دسترس اهل علم و ادب قرار دارد.
اما از دیگر کتابهای او می توان به کتاب الالفاظ، کتاب فعل و أفعل، کتاب الأضداد، کتاب الاجناس الکبیر، کتاب الفرق، کتاب الامثال و کتاب البحث اشاره کرد.

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 21:21 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

بخوانید امــــــــــــــــــــــــا باور نکنید!

تورج همتی مدیر کل حفاظت محیط زیست خوزستان در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: برنامه مدیریت جامع تالاب بین‌المللی شادگان در دیماه سال گذشته مصوب و توسط استاندار خوزستان در اردیبهشت سال جاری به اعضای کمیته استانی و محلی ابلاغ شده است.

وی ادامه داد: این طرح جامع با هدف حفاظت، احیا و پایداری تالاب و انتفاع نسل‌های حاضر و آینده از برکات تالاب شادگان تهیه شده است.

به گفته همتی، با حکم استاندار خوزستان، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان به عنوان دبیر کمیته استانی و فرماندار شادگان به عنوان رئیس کمیته محلی معرفی شده اند.

مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان افزود: برای دستیابی به اهداف و برنامه مدیریت جامع تالاب شادگان با هماهنگی و همکاری فرابخشی دستگاههای دولتی، نهادهای مدنی و جوامع محلی تشکیل کمیته های استانی و محلی انجام می‌شود.

او گفت: این کمیته ها با اهداف اجرای «برنامه مدیریت تالاب شادگان» و «اقدامات اولویت دار تالاب» با همکاری دستگاههای ذیربط از جمله سازمان آب و برق، جهاد کشاورزی، شیلات، گردشگری و میراث فرهنگی، منابع طبیعی و آبخیزداری، دانشگاه های شهید چمران، علوم و فنون دریائی و آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات و همچنین رؤسای شوراهای اسلامی شهری و روستایی شادگان و جوامع محلی شروع بکار خواهند کرد.

همتی خاطرنشان کرد: اولین جلسه کمیته های استانی و محلی مدیریت تالاب شادگان در هفته تنوع زیستی برگزار می‌شود.

وی با بیان این‌که تا کنون مدلهای مدیریتی یکسانی برای تالابهای شادگان، ارومیه و پریشان در نظر گرفته می‌شده افزود: اما با ابلاغ طرح جامع مدیریت تالاب شادگان مدل مدیریتی خاص این تالاب تدوین می‌شود.

همتی تصریح کرد: مهم‌ترین معضلی که تالاب شادگان در حال حاضر با آن روبرو است کم آبی ناشی از عدم رعایت حق آبه تالاب در طرح‌های آبیاری و سدسازی رودخانه جراحی است که در بالا دست تالاب جریان دارد.

به گفته وی، انتقال آب بین حوزه ای به تالاب شادگان از طریق رودخانه کارون توسط سازمان آب و برق استان با اعتباری معادل ۱۵ تا ۲۰ میلیارد تومان، تصفیه فاضلاب‌های شهری در شهر شادگان تا پایان سال جاری و ایجاد زیرساخت‌های اکوتوریسم در جزیره های موجود در تالاب از جمله در جزیره صراخیه از مهم‌ترین مباحثی هستند که در این طرح پیگیری می‌شود.

همتی با بیان این‌که بیش از نیمی از ۵۱۲ گونه پرنده موجود در کشور در تالاب شادگان شناسایی شده اند افزود: در طرح جامع مدیریت تالاب شادگان حفاظت از گونه های شاخصی و منحصر به فرد این تالاب از جمله اکراس آفریقایی، لیکوی خوزی و اردک مرمری که در معرض انقراض هستند در دستور کار است.

به گفته وی، گونه های آبزی مانند دلفین ها، نهنگ‌ها که در خور موسی تالاب شادگان حضور دارند و گونه در معرض انقراض لاکپشت فراتی در این طرح حفاظت می‌شوند.

همتی گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگیهای تالاب شادگان و جود خورهای متعدد حاصل پیشرفت آب در خشکی است که از نظر تنوع گیاهی و جانوری بسیار حائز اهمیت هستند و بایستی بررسی و مدیریت شوند.

برنامه جامع تالاب بین‌المللی شادگان توسط پروژه بین‌المللی حفاظت از تالاب‌های ایران نوشته شده است. این پروژه با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست و برنامه عمران ملل متحد راه اندازی شده و هدف آن تهیه برنامه جامع برای مدیریت تالاب‌های کشور است.

تالاب‌های «ارومیه»، «پریشان» و «شادگان» از جمله تالاب‌هایی هستند که به عنوان مناطق نمونه برای تدوین طرح مدیریت جامع در نظر گرفته شده اند. برنامه مدیریت جامع تالاب‌ها پس از تدوین در استانداریهای مربوطه به تصویب می‌رسد و با تشکیل کمیته های محلی و استانی به اجرا در می‌آیند.

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:36 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

تالاب شادگان

تالاب شادگان در انبوه نیزارهای جنوب غرب ایران، دور از چشم همه، به هستی خود ادامه میدهد. افق آبی و قرمز ایستاده بر آب و پرواز پرندگان از هر سو و بازتاب آسمان و زمین در آب و تا چشم کار میکند نیزارهای سبز و زرد که با نسیم باد خم و راست می شوند؛ جیرجیرِ جیرجیرک‌ها و صدای بال زدن پرندگان و شنای آرام غازها در آب؛ کودکان روستایی با چهره‌های آفتاب‌سوخته اما آرام و ساده‌شان، زن تنهای چوب‌به‌دست با قامتی بلند در آب و کمی آن‌سوتر پیرمردی که در قایق روانش بر آب مشغول ماهیگیری است و گاومیش‌هایی که گاه درون آب می‌روند و گاه به خشکی می‌آیند. اینجا همه چیز از زندگی نشان دارد.

اینجا آفتاب هم جزوی از سقف های ساخته‌شده از نی است و درختان سرسبز و سر به فلک کشیده و گاه خشک نخل نیز با باد می رقصند.

تالاب شادگان یکی از ۱۸ تالاب بین‌المللی ثبت‌شده در فهرست یونسکو است، یکی از مناظر طبیعی و زیبای جنوب استان خوزستان است. بزرگ‌ترین تالاب کشور است، در ۵۲ کیلومتری آبادان و ۱۰۵ کیلومتری اهواز. این تالاب طبق مصوبۀ شورای عالی حفاظت از محیط زیست با نام پناهگاه بین‌المللی حیات وحش شادگان به سازمان محیط زیست واگذار شده‌است. حیات وحش وابسته به تالاب نیز دارای ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی بسیاری است.

سطح تالاب با پوشش گیاهان آبزی همچون لویی و چولان محل مناسبی برای پذیرش پرندگان آبزی مهاجری است که از شمال اروپا، کانادا و سیبری در پاییز به منطقه می‌آیند. انواع ماهیان آب شیرین و شور مانند حمری، شانک، بیا و پرندگانی چون فلامینگو، حواصیل، لک‌لک، غاز وحشی و اردک در این تالاب زندگی می‌کنند.

پوشش گیاهی درون تالاب، چراگاه و منبع مهم تأمین علوفه و غذا برای دام‌های روستاییان حاشیۀ تالاب است. مواد اولیۀ ساخت خانه‌ها از تالاب تهیه می‌شود و اقتصاد مردمان ناحیه بر صید ماهی و پرندگان می‌چرخد. ۱۱۷ روستا و سه نقطۀ شهری در تالاب وجود دارد که رفت‌وآمد بین آنها با قایق صورت می‌گیرد، با اینکه تالاب از ظرفیت بالقوه گردشگری برخوردار است، اما به دلیل فعال نشدن این حوزه و متکی بودن اقتصاد مردم تالاب تنها به محصولات آن، سطح زندگی مردم پایین است.

آب تالاب به دلیل ورود آلاینده‌هایی چون پساب‌های طرح توسعه نی‌شکر آلوده شده، به گونه‌ای که آب شیرین آن شور و باعث از بین رفتن یا محدود شدن تنوع آبزیان شده، کشاورزی منطقه را دستخوش تغییر کرده و بر اقتصاد مردم تأثیر بسیار گذاشته ‌است. آنچه تالاب را با خطر نابودی مواجه کرده، مقدار آبی است که نیاز طبیعی تالاب است که با سدسازی و مدیریت ناصحیح از میزان آن کاسته شده است.

کارشناسان محیط‌ زیست همواره دربارۀ ورود پساب‌های صنعتی، نشت نفت از لوله ها، زه‌آب‌های کشاورزی، فاضلاب‌های شهری و خانگی، کاهش مقدار آبی که باید وارد تالاب شود و دیگر عوامل تهدید‌کننده هشدار داده اند؛ هشدارهایی که از تأثیر لازم برخوردار نشده است.

به گفتۀ هرمز محمودی‌راد، مدیر کل محیط زیست استان خوزستان، رودخانۀ جراحی تنها منبع تأمین‌کنندۀ آب شیرین تالاب شادگان است و در صورت عدم تأمین سهمیۀ آب، بی‌تردید تالاب دچار عوارض ناگواری خواهد شد.

گذران زندگی بیش از پنج هزار نفر از ساکنان روستاها و حاشیه‌نشینان آن به طور مستقیم با هنجارهای زیست محیطی مرتبط است و هر گونه تخریب، آلودگی و بی‌توجهی به تالاب شادگان اثر مستقیم بر بهره‌برداران آن دارد.

ارائۀ خدمات به گردشگران از جملۀ مشاغل اهالی دو روستای سراخیه و رگبه است که به گردشگری معروف اند. مردم این روستاها گردشگران را با قایق‌های خود به گشت‌و‌گذار در پیچ و تاب تالاب و نیزارها می‌‌برند و نقاط مختلف آن را نشان می‌‌دهند.

تالاب شادگان وسعتی برابر ۴۰۰ هزار هکتار دارد که حدود ۳۳۰ هزار هکتار از طبیعت بکر آن به پناهگاه حیات وحش اختصاص پیدا کرده‌است.

منبع :

http://www.rasekhoon.net/forum/ThreadShow-116292-1.aspx  

تالاب شادگان - دبیر تاریخ شادگان

تاالاب شادگان

تالاب شادگان

[ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ] [ 22:37 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

ملا فاضل سکرانی ـ دبیر تاریخ شادگان

ملا فاضل سکرانی در سال ۱۳۴۰ هجری قمری برابر با ۱۳۰۲ خورشیدی در شادگان (دورق) چشم به جهان گشود. شادگان از توابع خوزستان زادگاه بزرگانی چون ابن سکیت دورقی اهوازی و حاج هاشم کعبی دورقی نیز بوده است.

ملا فاضل در خانواده‌ای متدین و محب اهل بیت(ع) پرورش یافت و از کودکی در مکتب، تلاوت صحیح قرآن را یاد گرفت. وی خواندن و نوشتن را نزد استادی وارسته به نام سید رضا ابراهیمی آموخت و علاوه بر این دو، رسم خط و طریقه خواندن شعر و حفظ آن را نیز فرا گرفت و باید گفت سید رضا در شکل‌گیری شخصیت ملا فاضل سکرانی تاثیر بسزایی داشته است.
ملا فاضل سکرانی در سن هشت سالگی در اولین مدرسه شادگان که در سال ۱۳۱۵ شمسی افتتاح شد نام‌نویسی کرد و تا کلاس ششم ابتدایی که آن زمان از بالاترین مدارک تحصیلی به شمار می‌آمد ادامه تحصیل داد.

وی از کودکی به شعر علاقه داشت و حضور در محافل و مجلس ادبی علاقه او را مضاعف کرد. زندگی در شهری که بزرگان ادبی بسیاری را تقدیم عالم تشیع کرده و همچنان در جوار پدری شاعر و وارسته به نام حاج یعقوب سکرانی و همچنین تلاوت قران کریم و سیر در نهج البلاغه و خواندن شعر بزرگانی چون صاحب معلّقات و متنبی و سید شریف رضی و مهیار دیلمی و ابی العلا ء معرّی و مواعظ و حکم سعدی شیرازی و و عرفان لسان الغیب حافظ شیرازی و اشعار حکیم مولانا جلال الدین رومی در تقویت بینه ادبی ایشان سهم بسزایی داشته است.

او در پیشرفت شعر شعبی عربی در خوزستان بسیار موثر بوده است و در کنار وی، شعرای زیادی پرورش یافته‌اند که از شاعران و بزرگان آینده شعر خواهند بود؛ از جمله شاگران وی دو فرزند ایشان مهدی و عادل سکرانی هستند که چندین اثر ادبی نگاشته‌اند.

ملا فاضل سکرانی اشعار زیادی سروده است و در بسیاری از اوزان شعر، دستی دارد؛ اما در وزن و نظم شعر ابوذیه مهارت خاصی دارد که به «عمید الابوذیه» ملقّب گردید. امروزه ایشان از بزرگان شعر شعبی استان خوزستان به شمار می‌آید و شهرت وی از مرزهای ایران گذشته و در آن سوی مرزها هم‌تراز با بزرگان شعر شعبی عربی از ایشان یاد می‌شود.

[ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ] [ 18:36 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

موقعیت جغرافیایی بقعه

بقعه ابوالفضل العباس (ع) در جنوب شرقی و در 16 کیلومتری مرکز شهرستان شادگان قرار دارد. این بقعه در روستایی به نام سوده سفلی واقع است و اصولا دلیل استقرار مردم این روستا در این مکان ، وجود همین بقعه مبارک بوده است. برای زیارت این بقعه از مرکز شادگان به سمت شرق شهرستان شادگان باید حرکت کرده و حدود 13 کیلومتر جاده اسفالته را طی کرد بعد از آن جاده خاکی پیش رو خواهد بود تا حدوداً 5/2 کیلومتری و سپس باید از پُل گذشته ، به سمت شمال پیش رفته و دوباره به سمت شرق حرکت نمود. لازم به ذکر است که این بقعه متبرکه با گنبدی سفید و سبز رنگ از 6 کیلومتری نمایان است.

نام گذاری این بقعه :

برخی از مردم به این بقعه « عباس دوایر» می گویند که این به علت نزدیکی آن به روستای متروکه « دوایر» می باشد . این نام گذاری در بین مردم منطقه رایج است .

تاریخچه و علت احداث بقعه

دررابطه با احداث بقعه اخبار مختلف و بعضاً ضد و نقیضی گفته شده است. که در این مقال سعی می شود مشهورترین قول ها را خواهم آورد، هر چند  پذیرش برخی اقوال شاید باور پذیر نباشد.

می گویند در زمان ملک فیصل اول پادشاه عراق ، مردی به نام إیَویّر ( فصیح آن جُوَیّر مصغرکلمه جائر می باشد) از تیره البوصبیح که بخشی از طایفه بزرگ دریس را تشکیل می دهند، برای کسب و تجارت به همراه دوستان ، به عراق سفر می کردند. سفر آن ها بدون اجازه دولت ایران و عراق و به قول محلی ها [ قاچاقی] و به قول اعراب آن روز ها [ کعیبر] بوده است. در یکی از این سفرها ایویر توسط مامورین دولت عراق دستگیر شده و به زندان انداخته می شود. بعد از سپری شدن بخشی از مدت زندان ، مامورین زندان به او اعلام می کنند که برای او مجازات اعدام در نظر گرفته شده و او را فردا اعدام خواهند کرد. ایویر بسیار مضطرب شده و شبانه [ یک شب قبل از روز اجرای اعدام] به مناجات پرداخته و حضرت ا بوالفضل (ع) را کفیل گرفته که وی را از این مهلکه نجات دهد.

حضرت اباالفضل (ع) هم [ حالا در خواب یا بیداری ] بر او ظاهر شده و از ایویر می پرسد که چه چیزی را خواسته است ؟ ایویر دوباره خواسته اش را تکرار می کند. حضرت اباالفضل (ع) هم به امر خدا ایویر را با سلول زندانش از عراق به منطقه ای که اکنون بقعه در آن واقع است ، برداشته و رها می کند، و از ایویر می خواهد که بقعه ای برای او بنا نماید.و الا در بین میله های آهنی محصور خواهد ماند.

پس از طلوع آفتاب و انتشار مردم برای رسیدن به کار و زندگی خود ، چوپانانی گوسفندان خود را برای چرا به سمت محلی که ایویر در آن جا انداخته شده است ، هدایت می کنندو با دیدن شخصی محصور در میله های آهنی وحشت می کنند. ایویر هم شرح ماجرا را برای آن ها تعریف می کند و از آن ها می خواهد که خبر را برای خانواده اش برسانند.در ضمن چوپان ها از هویت ایویر اطلاعی نداشتند. با رسیدن خبر به خانواده ایویر آن ها در محل حاضر شده و نقشه ای برای ساختن بقعه رسم می نمایند. با رسم نقشه ی بقعه ، ایویر هم به امر و لطف خداوند و اهل بیت (ع) از میله های آهنی رها می شود.سپس ایویر با خانواده اش تصمیم به ساختن بقعه می نمایندو برای این امر، معماری فارسی زبان بکار می گیرند. معمار دراثنای ساختن بقعه ، معمار می خواسته کار را نیمه کاره رها کند که در اثر این تصمیم یک چشم او کور می شود و او که متوجه خطورت امر می شود ، به تکمیل ساختمان بقعه  اقدام می نماید. طبق روایات ، بقعه در ساخت اولیه اش ، از گِل بوده که به مرور زمان این بقعه هم تجدید بنا می شود و هم وسعت آن افزوده می شود.

به همین دلیل است که امروزه بقعه را با نام اباالفضل العباس (ع) می شناسیم. پس این مکان مقدس ، مقام نیست یعنی مکانی نبوده است که حضرت اباالفضل (ع) برای مدتی و لو موقت در این مکان سکونت اختیار کرده باشد.همچنین قدمگاه (خطوه ) نیست . زیرا پای مقدس حضرت اباالفضل (ع) به آن جا نرسیده است و یا اثری از او در این مکان نمانده است. پس اطلاق نام بقعه برای این مکان صحیح تر است. هر چند که مردم محلی از اسامی مقام و خطوه برای نامگذاری مکان استفاده می کنند.

سرپرستان و اولیای بقعه مقدس

بقعه اباالفضل العباس (ع) از همان ابتدای تاسیس در دست ایویر و خانواده و سپس فرزندان و نوادگان او قرار گرفته است . این افراد از عشیره البو صبیح می باشند که مقر اصلی آن ها « رمبله » [ شهرک طالقانی ماهشهر] قرار دارد. با احداث بقعه و لزوم رسیدن به آن (تولیت) ، فرزندان ایویر در کنار بقعه روستایی را تشکیل می دهند که اکنون به نام « سوده سفلی » مشهور است و از آن زمان به بعد در همین جا ساکن شده اند. اکنون فقط چند خانواردر آن روستا باقی مانده است که اکثریت مردم به شغل دامداری مشغول هستند. سرپرستان فعلی بقعه مقدسه ، پسران عباس به نام های عبود ، حاج حبیب و حاج عُبوده می باشند.

با وجود هموار نبودن مسیر بقعه و هم چنین عدم وجود وسایل رفاهی مناسب ، زائران فراوانی در مناسبت های مختلف سال برای زیارت بقعه به این مکان رهسپار می شوند.مهم ترین مناسبت هایی که مردم شادگان و شهرهای اطراف را برای زیارت بقعه می کشاند عبارت است از : روز هفتم محرم به دلیل نامگذاری آن  روزبه نام اباالفضل العباس (ع) که مردم بسیار زیادی از شهرو روستا های اطراف و حتی شهرهای دیگر  که اکثراًبا پای پیاده ، برای احیای مراسم این روز بزرگ در میان مردم محل ، در بقعه گردهم می آیند. روز اربعین حسینی نیز شاهد چنین مراسمی می باشد.  از دیگر روز ها می توان به تعطیلات عید نوروز و جمعه ها اشاره کرد.

در پایان از دانش آموزان عزیزم  به نام های حاتم عساکره و حامد خزیمی برای تهیه این گزارش تشکر می نمایم. دوستان عزیز هر گونه اطلاعات تکمیلی در این زمینه دارند. به ایمیل این جانب ارسال فرمایندsadegh_ala@yahoo.com

بقعه اباالفضل العباس (ع) دبیر تاریخ شادگان

 بقعه اباالفضل العباس (ع) دبیر تاریخ شادگان

بقعه ابا الفضل العباس (ع) دبیر تاریخ شادگان

بقعه اباالفضل العباس (ع) دبیر تاریخ شادگان

[ سه شنبه سوم اسفند 1389 ] [ 22:10 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

دبیر تاریخ شادگان . تالاب شادگان

دبیر تاریخ شادگان ـ تالاب

تالاب بین اللملی شادگان

دبیر تاریخ شادگان

دبیر تاریخ شادگان ـ تالاب بین المللی شادگان 

[ دوشنبه دوم اسفند 1389 ] [ 21:12 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

شهید علی معرفی زاده

سال و محل تولد: 1327 در شادگان
نام و شغل پدر: اسماعیل
میزان تحصیلات حوزه:
-
میزان تحصیلات جدید:
دیپلم طبیعی
مشاغل قبل از پیروزی انقلاب:
معاونت دبستان
مشاغل بعد از پیروزی انقلاب:
مسئول آموزش و پرورش شادگان، نماینده دوره های اول و دوم مجلس شورای اسلامی
تالیف و ترجمه: -

علت شهادت: سقوط هواپیما به دست بعثیان عراق در اهواز
محل دفن:
شادگان

[ چهارشنبه هشتم دی 1389 ] [ 9:46 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

در دل همیشه عزم سفر می کنیم ما

صاحبدلان همیشه سفر در وطن کنند

یکی از مهم ترین منابع شناخت تاریخ « سفرنامه  ها» هستند که با استفاده از متون این گونه کتاب ها ، آگاهی هایی در زمینه ی اجتماعی ـ فرهنگی ـ اقتصادی و .... به دست می آید.

آن چه در این مقاله خواهید خواند بر گرفته از سفرنامه حاج میرزا عبد الغفار نجم الملک است . نویسنده به امر و فرمایش  ناصر الدین شاه قاجار به سال 1299 ه . ق برای بازدید سد اهواز و برآورد میزان هزینه و کیفیت بنای آن و دیگر مسائل مربوط به کارهای مهندسی به خوزستان آمده است . وی از مردم با ارج و دانشمند  و با انصاف دوره ی قاجار به حساب می آمد ، که طی این سفر نکات قابل توجهی از منطقه « فلاحیه » در سفرنامه خود به جا گذاشته است که اینک بدون هیچ گونه دخل و تصرفی به نظر شما خوانندگان گرامی خواهد آمد . لازم به ذکر است انتخاب یک قسمت خاص از یک سفر نامه ، صرف نظر از آن که مجاز باشد یا نباشد ، خود به خود این اشکال را داردکه معمولاً حاوی دید کلی نویسنده ی سفرنامه در بازدید از نقاط مورد نظر نیست .

...... عصر چهارشنبه 23 در فیلیه سوار دو بلم شده با یک نفر تفنگدار آمدیم به محمره ، شط العرب خیلی متلاطم بود . نزدیک مصب ناچار پیاده شده از دورن نخلستان به قدر یک فرسخ پیاده پیاده آمدیم به هرجهت دو ساعت طول کشید . شب باران فراوانی آمد . صبح پنجشنبه 24 جمادی الاولی دو بلم حاضر نموده : یکی خود و همراهان و دیگر نوکر و اسباب سوار شده ، قصد فلاحیه نمود ، تا ساعت چهر از شب جمعه می رفتیم ، تمام بیابان مرداب شده بود و نیزار و بعضی جانورها در آنجا یافت می شد . مثل گراز ، آن وقت راه گمشده بلمچی تا صبح ما را در بلم سر گردان روی آب نگاه داشت . بسیار سخت گذشت ، در تمام این مسافت یک وجب زمین نبود که ساعتی راحت نمائیم در قفسی روی آب محبوس بودیم و هوا گرم و پر از پشه که به طول دو بند انگشت می شد ، تا صبح با این حالت مرگ گذراندیم ، آن وقت به راه افتادیم ، پنج ساعت دیگر رفتیم تا وارد قریه ی خراب فلاحیه شدیم ، در خانه ی شیخ رحمه خان شیخ المشایخ وارد شدیم . بعد از ظهر بیرون آمده مشغول سیر و نقشه برداری شدیم ، آن جا حصاری بود خیلی محکم مربع شکل که نهر عظیم فلاحیه از وسطش می گذرد و دو طرف خانه ها بوده ، در اوقات سر کشی و ظغیان شیوخ آن جا به ضرب گلوله و توپ خراب شده ، حتی حصار و حالا سی چهل باب خانه ی چینه دارد و صد الی دویست خانه ی کپر و بیست باب صفه که دکاکین گلی است بدون درب و تخته ، ما بقی بایر . محل شیخ المشایخ در این فلاحیه است در خانه ی خرابی که عجم نمی تواند ساعتی آن جا زیست نماید . مکان فلاحیه ی جدید  قسمی است که هر گاه سد اهواز ساخته شود به فاضل آب نهر آن جا هور می شود .و آن وقت باید آبادی را نقل نمود به مکان قدیم که دورق می گفته اند و حال جانجری نخلستان است . به فاصله دو سه فرسخ از آن جا آثار قدیم هنوز باقی است ، سابق خیلی آباد بوده حمام ها و بازارها و کاروانسراها داشته با حصار و کمال آبادی حال متجاوز از سی سال می شود که همین مشایخ خراب نموده اند. محلات معتبره توابع فلاحیه : اول اوشار است مقر شیخ فصیل ـ دوم خور بزی که راه دریاه از آن جا است و کشتی هادی بادی کوچک از آن راه می رود تا کویت و دریا ، مقر شیخ فجیر است . سوم ام الصخر ، مقر شیخ معیبر است ـ چهرم به طرف مغرب فلاحیه ایل خنافره ، مقر شیخ مغیطی (مقیطی ) است . طایفه اول تا یک هزار نفر تفنگچی حاضر دارند ، دوم چهر صد نفر ، سوم و چهارم یک هزار . غیر از اجزای متفرقه و به همه جهت باید چهار هزار نفر تفنگچی و سوار امروز از آن جا بیرون آید و همه رشید و قوی و حاضر ، ولی از قراری که میرزا ابوالحسن بهبهانی در فیلیه حکایت می کرد و اطلاع تمام به احوال چعب (کعب) دارد ایشان اقلاً ده هزار نفر تفنگچی مسلح حاضر دارند در صحراها و نخلستان ها به فاصله های نیم فرسخ الی یک فرسخ پراکنده اند ، هنگام ضرورت به همان صورت هلهله ی زنان و اطفال مدت سه ساعت همگی جمع شوند . حاصل اراضی آن جا گندم است و جو فاریاب از آب جراحی و شلتوک و نخیلات و هم گله ی گوسفند بی اندازه  . ثمر خرما را به شوشتر و دزفول می برند . حاصل ده ملا و جراحی و اطراف آن به خارج نمی رود و هکذا غله زیادتی ندارد ، ولی شلتوک را از طرف کویت و محمره می خرند . بلوک بزی و اوشار در طرف جنوب فلاحیه واقع شده و ام الصخر در شمال و خنافره در مغرب و جانجری در شمال شرقی . زمین فلاحیه قابل هر قسم آبادی هست و نخلستان های سابق بیش از حالا بوده ، مردم عجم از کسبه و تجار در آنجا سکنی نمی گیرند ، از عدم اطمینان به شیوخ ، در باب جان و مال و عیالشان و هر گاه حمام و بازار و دکانی بسازند و ماموری از جانب دولت همیشه در آن جا باشد تا اوقات عزل و نصب شیوخ و اغتشاش کاری آن ها تعدی به ایشان نشود ، البته شهر آباد خواهد شد . اطراف فلاحیه تمام مرداب است تا چند فرسخ .

صبح شنبه 26 جمادی الاولی به اتفاق همراهان و تُمیر پسر شیخ المشایخ و چند نفر تفنگ چی سوار دو بلم شده ، رفتیم به طرف مقسم آب ها که خزینه گویند. مدت دو ساعت رو به مجرای آب رفتیم تا رسیدیم به محل آب جراحی که از طرف رام هرمز می آید و از بهبهان ، تخمیناً به قدر آب دزفول بود . رفته رفته بر چند شاخه قسمت می شود هر کدام به اسن و رسم معین برای هر یک از طوایف مختلفه ی مذکوره .......

فاصله فلاحیه از بند معشور (ماهشهر) 10 الی 12 فرسخ است و از هندیجان 34 فرسخ و از ده ملا 26 فرسخ است و الی خلف آباد (رامشیر ) جراحی یا حسینیه 12 فرسخ با بلم است . روزی رفتیم بر سر مقسم آب های فلاحیه ، شیوخ آمدند آن جا به دیدن شیخ فصیل و ....... خیلی قوی هیکل و درشت بودند ، شیخ فجیر هم با آن ها بود از هر دو چشم نابینا . وحشیگری در فلاحیه بیش از همه جا معمول است . شخص شیخ المشایخ مادام که منصوبست صاحب همه چیز می باشد ، اموال مردم از اوست ، همین که معزول شد صاحب هیچ چیز نیست ، حتی خانه ی خراب ، آن چه دارد شیخ وقت تصرف می کند به حدی که دیگر طاقت زیست ندارد ، می رود به سمت رام هرمز ، آن جا قطعه زمینی معاف گرفته زراعت می کند ف جسارت اهل فلاحیه به قسمی است که هر وقت شیخ المشایخ را نخواهند کفش اورا جفت نموده گویند : بسم الله برو. و او دیگر جرات ماندن ندارد و الا کشته خواهد شد . در فلاحیه عجب سیرهای غریب نمودم . خاک و آب از آن جا بیشتر و مستعد تر کجا بجویم ، زمین همواروسیع ماشاالله ، رودخانه های عظیم از چپ و راست جاری همه مسلط بر زمین و املاک قابل زراعت شلتوک و غله و نخیل و میوه جات گرمسیری مثل انگور و مرکبات و انجیر و انار و دیگر ابریشم و تریاک و جوزق و غیره ، ولی هزار افسوس که بائر و بلامالک افتاده ، اعراب علم فلاحت ندارند، قناعت نموده اند به ثمر نخل که بی زحمت به مد رود مشروب می شود یا دستی آب بدهند بدون رشوه و خدمتی . رعیت عجم در آن جا راه ندارد و جرات توقف نمی کند . ملک خوزستان کلیة ً و فلاحیه مخصوصاً اسماً جزء ایران است ، از فرط بی اعتنایی خودمان و به طوری ما را بیگانه می دانند که به دیدن یک نفر کلاه سیاه استعجاب می کنند . زنهاشان حجابی ندارند ، جز از عجم که گریزانند و متنفر ، این همه از عدم معاشرت است ، واجب است که از هر طبقه عجم ، کسبه و اهل صنعت و فلاح و ملا و نظام و تجار و غیره آن قدر آن جا پراکنده شده باشند که تعداد آن ها بر اعراب غلبه نماید . ما و این اعراب دو طایفه هستیم مسلمان و شیعه و رعیت و تابع دولت علیه ی ایران و با این شدت از همدیگر گریزان . چنان فهمیدم که اگر این آب و خاک فراوان فلاحیه به تصرف رعایای مازندرانی و رشتی و اصفهانی بود عمل زراعت را به جایی می رسانیدند که اقلا سالی یک صد هزار تومان عاید دیوان اعلی می شد، علاوه بر سهم رعیت ، تمام اراضی بائر افتاده جز قدر قلیلی و تمام آب ها در بیابان بی معنی جاریست به حدی که هور دریائی شده . اعراب فلاحیه می گفتند که سابق هر وقت ماموری یا سیاحی از ایران به این سمت ها می آمده ماها راه خشک و هموار و خوب را به او نشان نمی دادیم و عمداً او را از راه مرداب و هور و خطرناک عبور می دادیم تا مدتی صدمه ببیند ، از خوک و شیر و جانور، و مکرر در گل و لجن افتان و خیزان کند تا به زحمت وارد منزل شود، ان وقت مالیات جز وی به قدر دو سه تومان به همه جهت از اجناس به او می دادیم ، بعد از معطلی بسیار ، و چون مراجعت می کرد خود به تعاقب او رفته اجناس را گرفته ، تا آن چه به سر او آمده حکایت کند از اغتشاش و خرابی راه و وحشی گری فلاحیه ، و حال هم چندان تفاوتی با سابق ننموده ، ملکی که هنوز ما را بیگانه می دانند و بعد از یک صد سال تصرف اقلاً هنوز غیر مأنوسیم . ........

ایل چعب (کعب) مردمی قوی دل ، سفاک و بی باک هستند و همیشه در میان خودشان جنگ و نفاق بوده و از ریختن خون پدر و برادر باکی ندارند ، چنان که مکرر این گونه حوادث در میان آن ها رخ داده است .

 

 

[ سه شنبه هشتم تیر 1389 ] [ 10:45 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

در ادامه  چشم اندازی به تاریخ شادگان ،در این قسمت به طور مختصر با رودخانه شادگان آشنا می شویم .

رود خانه شادگان

این رود پس از شکافتن سرزمین جراحی به نواحی سرزمین شادگان طی راه نموده و دو طرف نواحی رود به وسیله نهرهای منشعب شده به آن سرزمین را آبیاری ، بعد از فاصله و مسافت زیاد در میانه شهر شادگان گذشته که در صحرای صبخه ، غرب شادگان میانه انبوه نخلستان های آن سرزمین کور می شود و تا اینجا رودخانه جراحی و شادگان پایان می پذیرد.

در صورتی که تا قرن یازده هجری به رودخانه قبان متصل بوده که مازاد آب رودخانه به وسیله خور قبان به خلیج فارس می ریخته است واین آمیزش به سبب اتصال سه نهر منصوره ، سلمانه  و مارد به رودشادگان یا بودن پل نهر سابله (سلمانه) آب کارون بالا می آمد که تسلط کامل بر اراضی وشادگان داشته و آب رودخانه کارون به واسطه این نهرها و بودن سد سابله نواحی رود قبان و شادگان را همیشه سرسبز وخرم نگه داشته بود .

در تابستان رو دشادگان را از آب خالی و زراعت های آن تلف گشته که کشت زار چندانی ندارد و علت کمبود آب رود همانا در فصل زمستان و قلت بارندگی و بستن سدهای محلی بر رودخانه در سرزمین جراحی سبب شده در تابستان آب به شادگان نرسد که اسباب تلف شدن کشت زارهای آن نواحی گردیده است .

گذشته ی رود شادگان بسیار پر بار بوده است . ابوالفداء در سفرنامه خود می گوید: رود طاب همانست که شاعر در شعر خود بدان اشاره نموده است . [ طاب نام رود جراحی در قرون اسلامی بود ]

    مــا طاب لـی قسط و عیشی                  الا علــی النهـر طاب

ما طاب لی  یعنی ؛ جایی خوش نگذشت به من مگر کنار نهر جراحی (شادگان ) که طاب نام داشته است . همچنین در کتاب فارسنامه [ص328ج دوم] می نویسد : رودخانه جراحی ، فلاحیه (شادگان) آب شیرین و گوارا می باشد و در زمستان و بهار از  گذشتن ازآن بسیار سخت و دشوار بود . در قدیم می گویند سدی بر این رود بوده که کشت زارهای نواحی رود همیشه سرسبز و خرم به بار می آورده که تمام سرزمین جراحی را سیراب می کرده است .در زمستان و بهار به وقت بارندگی زیاد و تولید برف در کوههای بختیاری سبب طغیان و سیلاب می گردید و به علت آن طغیان تلفات فراوانی به کشت زار نواحی رودخانه می رسیده است .

رود شادگان به نهر های متعددی تقسیم می گردد که هم اکنون بسیاری از آن ها خشک شده اند . منصوره ، نهر بن ناصر ، نهر بن غریبه ، خزعلیه ، جعفری ، محمدی ، ام الصخر ، جفال ، نهر توپچی ، مندوان ، شاهولی ، ناصری ، گیداری ، قطرانی ، سوده ، اوشار ، مسیّر ، سعدی ، عبودی ، سالمی و .........  لازم به تذکر است که در نواحی شرقی و جنوبی این شهر مرداب هایی قرار گرفته اند که با تغییر فصل اندازه ی آن نیز تغییر می کند ، چنانکه در تابستان ها کوچک و در زمستان ها بزرگ و پهناور می شوند ، این مرداب ها هور فلاحیه نامیده می شود .

منابع :

1)تاریخ جغرافیای خوزستان ، سید محمد علی امام شوشتری ، تالیف 1331 ، تهران

2) تقویم البدان ، اسماعیل بن علی ابوالفداء ، ترجمه عبدالمحمد آیتی ، بنیاد فرهنگ ایران ، تهران ، 1349

3) تاریخ فارسنامه ناصری ، مرحوم حاج میرزا حسن حسینی غسایی، قرن 12 هجری ، بی جا، بی تا ، بی نا

 

[ جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 ] [ 11:12 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

سوابق تاریخی

قدیم ترین منبعی که از دورق یاد کرده است ، سفرنامه ی ابودلف می باشد که دیگر مورخان جغرافیای تاریخی همانند یاقوت حموی و ........... از  از ابو دلف نقل و روایت کرده اند . اما نوشته ی ابودلف را در خصوص دورق را همه ی نویسندگان قدیم و جدید نقل کرده اند : « ...... در دورق ساختمان های قدیمی مربوط به قباد بن دارا (قباد بن فیروز ) موجود است در آن جا شکار فراواناست ، ولی حیوانات شکاری از جریدن در بعضی نقاط آن جا خوداری می کنند و به هیج شکل داخل آن نمی شوند . می گویند این وضع به سبب طلسمی است که مادر قباد برای فرزندش نمود . زیرا وی علاقه زیادی به شکار در این مناطق داشت و این سرگرمی غالباً او را از کارهای مملکت باز می داشت و آن را دچار اختلال می نمود . می گویند مادر قباد این طلسم را برای آن درست کرد که جانوران وحشی از آن نقاط که شکارگاه بود، دور شوند . در آن جا خزندگان کُشنده فراوان است و هرکس را بگزند جان سلامت بدر نمی برد . دورق چشمه های گوگرد زرد از نوع بحری دارد که برای روشنایی در شب بکار می رود . این قسم گوگرد در جایی دیگر یافت نمی شود و اگر از آن به مکان دیگر ببرند ، روشن نمی شود و نیز از جای دیگر آتش به دورق ببرند و با آن گوگرد بحری را روشن کنند تمام گوگرد می سوزد دز صورتی که آتش خود محل گوگرد آن جا را روشن نمی سازد . این امر از چیزهای بسیار عجیب و شگفت آور است و سبب آن معلوم نیست .مردم دورق بلند نظر و با گذشت می باشند . این صفت در سایر مردم اهواز وجود ندارد .[ مسعر بن مهلهل الخزرجی ، ص 145] در حدود العام در نهایت اختصار از شهرهای این نواحی نام برده شده است . دژ مهدی ، باسیان ، خان مردویه ، دورق با وصف « شهرک هایی آبادان و خرم و توانگر و با نعمت بسیار و بر لب رودنهاده » ذکر شده است .[ مولف مجهول ، ص 137]. ابن حوقل در کتاب صورة الارض تالیف سال 340 هجری می نویسد :شهر دورق بزرگ و پر جمعیت ترینشهرستان های دورقستان بوده که مرکز روستایی می باشد و معروف به سرق است و میانه ی فاصله شهر باسیان و حصن مهدی [ در انتهای نهر سابله بوده که امروزه در مشرق خرمشهر بنام نهر مارد گفته می شود ]از طریق رودخانه نیز راه داشته و هم چنین شهر دورق و سایر نواحی دورقستان از راه خشکی و راه رودخانه رفت و آمد می شد . شهر دورق در هزار سال بیش شهری بس بزرگ و آباد بوده است ، چنان که مقدسی در کتاب خود می نویسد : شهر دورق یکی از حاصل خیز ترین شهرهای ایران می داند . دورق خوره ای است هم مرز عراق بر کنار قرنه « معرب گرنه » می باشد و اکنون نیز آن جا را گرنه می گویند ، به عراق متصل می شود . از شهرهایش آذر ، دز ، اندر بار (اندبار) میراقیان ، میراثیان ، بخس آباد . و نیز می نویسد : دورق قصبه ای آباد ، دور افتاده در مرز عراق در کنار نهری است با روستایی پهناور و بازاری بزرگ و هر بازار مخصوص کالایی می باشد ؛ خوش ساختمان است و مرکز بافته های درشت است . از سوس (شوش) کوچکتر است و بازارش شاخه شاخه است و جامعدر آن سوی شهر است . از نهر می آشامند ، مرکز گرد هم آمدن حاجیان فارس و کرمان است که در این جا در کشتی سوار می شوند . دورق روستاهای پهناور و پُر برکتی دارد . و اما میراثیان در دو کرانه دارای بازارهای آباد است و هر کرانه یک جامع دارد و میراقیان روستایی پهناور در کنار نهری است که مد و جزر دریا بدان می رسد و در آن ناحیه آبادی و دیه های بسیار دارد .[ مقدسی ، صص 615،608، 373] « شاید این احتمال می رود که میراثیان در کنار رود جراحی بالای دورق قرار داشته است و میراقیان در جنوب دورق رو به دریا که مد و جزر دریا تا بدان جا می رسیده که به احتمال مانند دیگر شهرها ویران شده ی خوزستان در گذشته در اثر حملات افشاریه و سپس هجوم قبیله ی بنی کعب ، این منطقه سبب گردیده این شهر ویران گردد . » شهر دیگر دورق که در منابع از آن نام برده برده شده است ، باسیان است که اصطخری در باره آن می گوید: باسیان شهری وسط است و آباد و رودخانه آن را دو قسمت کرده است و از آن جا تا حصن مهدی دو منزل راه است ، اگر از راه آب بروند . هم چنین از دورق تا باسیان راه بین این دو نیز از آب آسانتر است تا از خشکی .[ اصطخری ، ص 59 ] امروزه نیز در شادگان امروزی خوری و قصبه ای به نام باسیان ( بوزی ـ بزی ) وجود دارد که این خور تا نزدیکی شهر شادگان کشیده شده و در زمان های نه چندان دور از طریق این خور کشتی های محلی به کویت و دیگر بنادر نزدیک آمد و شد داشتند و بندر ولایت شادگان شناخته می شده است . [ احمد اقتداری ، ص 745] بخش بوزی تا شادگان حدود شش کیلو متر فاصله دارد. بندری که در سالهای نه چندان دور یکی از بنادر فعال منطقه محسوب می شده امـا متاسفانه بعلت عدم توجه ( لایروبی نکردن )، فقط خاطره ای در اذهان بزرگان باقی مانده است ، خاطره ای که تعریف آن برای جوانان شهر باور کردنی نیست .

گی لسترنج در کتاب خود  در باره دورق می نویسد : این شهر را دورق الفرس یعنی دورق ایران می گویند . دارای روستایی وسیع و بازاری بزرگ است که کالاهای فراوانی در آن جا انبار می شود و کسانی که به قصد حج از کرمان و فارس می آیند ، از آن جا می گذرند . دورق به ساختن پرده نیز شهرت دارد . مسجد آن در کنار بازار واقع است و در ساحل رودخانه ی آن دهات بسیار فراوان قرار دارد و در حوالی چشمه های آب گرم و گوگردی ، گوگرد زرد یافت می شود . در این چشمه ها بیماران شستشو می کنند و بهبود می یابند . آب این چشمه ها از کوهی بیرون می آید و در دو استخر جمع می شود . در قرن چهارم به قول مسعر بن المهلهل الخزرجی در کتاب خود ، هنوز در دورق ابنیه شگفت انگیزی از عهد ساسانیان و نیز آتشکده ای از آن زمان باقی بوده است . در این ولایت نزدیک دورق دو شهر وجود داشته ، یکی موسوم به میراقیان و دیگری میراثیان که مقدسی گوید : اولی در کنار نهری است که جزر و مد بدان می رسد و در روستای آن دهات بسیار و اراضی حاصل خیز وجود داشته و دومی مشتمل بر دو محله بوده و در هر محله مسجد جامع و بازار آبادی قرار داشته است . در قرن چهارم بیشتر آب های باتلاقی جنوب خوزستان به وسیله نهرهایی از دورق به سمت جنوب جریان یافته ، در نقطه باسیان به خلیج فارس می ریخت . نزدیک باسیان (بوزی ) جزیره ی دورقستان واقع بود که به قول یاقوت حموی و قزوینی ، کشتی هایی از هندوستان می آمدند در آن جا لنگر می انداختند و در میان جزیره ، قلعه ای بود که در زمان خلفا ، زندانیان سیاسی از بغداد به آن جا تبعید می شدند . تا قرن هفتم هنوز قایق ها می توانستند از این جا به سمت شمال بالا رفته و از راه نهر ها و ترعه ها یی که در مشرق کارون قرار دارند ، به عسکر مکرم (شوشتر) بروند . [ گی لسترنج ، ص 699]

منابع :

1) ابو دلف مسعر بن مهلهل الخزاعی ، سفرنامه ابودلف در ایران ، تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی ، ترجمه سید ابولفضل طباطبایی ،

2) حموی ، یاقوت بن عبدالله ، معجم البلدان ، جلد 4و5 ، چاپ بیروت.

3) مقدسی ، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم

4) اقتداری ، احمد ، جغرافیای تاریخی و آثار باستانی خوزستان و کیگیلویه و ممسنی ، چاپ دوم ، 1375 ، انتشارات موسسه فرهنگی آیات .

5) اصطخری ، مسالک و ممالک ،

6) گی لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرق ، ترجمه محمود عرفان ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، چاپ دوم ، 1364.

مطلب ادامه خواهد داشت .

 

[ یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 ] [ 23:49 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

 « ملتی که تاریخ خود را فراموش کند، جریمه ی او تنها همین کافی است که باید بسیاری از تجربه های تاریخی را دوباره تجربه کند و مجازاتش همین بس که ناچار است ، بسیاری از آزموده ها را از سر نو بیازماید.»

به توصیه برخی همکاران و دوستان خوبم قرار بر این شد که در این وبلاگ ، به صورت مختصر شما را با زادگاهم یعنی شادگان آشنا نمایم که اجابت امر نمودم و این اولین قسمت خواهد بود، که انشالله مورد توجه خواهد شد.

موقعیت جغرافیایی :

شهرستان شادگان در جنوب غربی کشور و در جنوب استان خوزستان بین 48 درجه و 20 دقیقه تا 49 درجه و 2 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و بین 30 درجه و 16 دقیقه تا 30 درجه و 59 دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار گرفته و از شمال غربی به شهرستان اهواز و از شرق به شهرستان ماهشهر و ازغرب به شهرستان خرمشهر و از جنوب شرقی به خلیج فارس و از جنوب به شهرستان آبادان محدود می باشد . مساحت این شهرستان 3197 کیلو متر مربع می باشد . همچنین تالاب شادگان در طول جغرافیایی 48/5 درجه شرق گرینویچ و در عرض جغرافیایی 30 درجه شمال خط استوا واقع است و از نظر رتبه 22 تالاب بین اللملی محسوب می گردد.آب این تالاب (هور) از رودخانه جراحی و انشعابات آن با بارندگی زمستانه و جزر ومد خلیج فارس و اخیرا آب زهکشی نیشکرتامین می گردد و روی هم رفته در شرایط مساعد 8 ماه از سال دارای آب می باشد . تالاب شادگان حدود 400 هزار هکتار مساحت دارد و 70 هزار هکتار آن به عنوان حیات وحش تحت  حفاظت وکنترل می باشد.در پناهگاه حیات وحش تالاب انواع پرندگان مشاهده شده که می توان از غاز ـ تنجه ـ اردک مرمری ـ اردک سر سیاه ـ فلامینگو ـ گیلار ـ سرحنائی ـ چنگو و .... نام برد. به علاوه گونه های مختلف آبزیان در تالاب زیست می کنند که مهم ترین آن ها ماهی خشنی ـ مار ماهی ـ گربه ماهی ـ ماهی بنی ـ حمری ـ برزم ـ ماهی بیاح ـ کفال ـ شربط ـ رشتی و ........            می باشد .

وجه تسمیه :

در روزگارهای بسیار دور یعنی از وقتی که نژادهای سامی و آریایی با هم آمیزش پیدا کنند ، بنای این شهر ریخته شده بود و طی زمان نام های متعددی به خود گرفته است . شادگان به دورق ـ دورق الفرس ـ فلاحیه و بالاخره شادگان کنونی تبدیل شده است .

در لغت نامه دهخدا آمده است : شادگان نام قدیمی فلاحیه ـ گُلشن . و در ادامه آورده است : در داستان خسرو و شیرین شاهنامه فردوسی از گُلشنی به این نام یاد شده است .

  بشد تیز تا گُلشن شادگان

                     که به جای گوینده آزادگان

************

چنین گفت بآزادگان

که بودند در گُلشن شادگان

*************

براه آمد از گلشن شادگان

زپیش بزرگان وآزادگان

   یاقوت حموی در جلد پنجم کتاب خود « معجم البلدان » نوشته است : سرق به ضم اول و فتح ثانی و تشدید آن در آخرش قاف ، لفظی فارسی می باشد و آن یکی از ولایت های خوزستان است و نام رودیست در آن جا که بر آن شهرهای است و آن را اردشیر پسر بهمن پسر اسفندیار در قدیم حفر کرده و مرکز حکومتی آن دورق است .

هم چنین گی لسترنج در کتاب خود به نام سرزمین های خلافت شرقی می نویسد:

این شهر را دورق الفرس ، یعنی دورق ایران می گویند .                                                          کوتاه سخن این که اکثر مورخان قدیم ، این نظر را داده اند که شادگان نام ناحیه ای بوده است که قبلا به نام فلاحیه معروف و قدیما شهرستان دورقستان بوده است . مرکز این شهرستان را در قدیم سُرَّق می نامیده اند که یکی از کوره های اهواز بوده است . اما از آن جایی که پس از گذشت سالها به سبب تغییرات شرایط اقلیمی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ............  در سطح هر جامعه ای و باورهایی نگاشته می شود و به مرور زمان در باور مردم گنجانده می شود ، نام شادگان هم از این مسئله مستثنی نیست . آن چه از این باورها در باره وجه تسمیه شادگان ، از اهالی محل باقی مانده است ، نشان از تغییرات نام این شهر می دهد .

تاریخ نویسان محلی که کتب خود را به زبان عربی نوشته اند ، راجع به وجه تسمیه نام فلاحیه چنین گفته اند : « فی الفلاحیه خنزیر سکن » که این سخن معلوم نیست ، جهت شوخی و مزاح گفته شده است یا چیز دیگری بوده ، که به حساب ابجد در آمده در سال 1164 هجری قمری تغییر نام دورق به فلاحیه را می رساند . کتاب دیگری در این رابطه است به نام « تاریخچه کعب » که آن را در سال 1161 ه . ق نوشته است که نام فلاحیه را در این سال ثبت کرده است و می گوید: در این سرزمین فلاحیه در پیش از این هور بوده یعنی « نیزار» که به مرور زمان به سرزمین کشتزاز تبدیل گردید، آن هم در اثر جدیت و کوشش ایل کعب و فعالیت های آن ها بوده است .

از دیگر اقوال محلی سالمندان آورده اند : امور کشاورزی را به عربی « فلاحه » می گویند که با تغییراتی تبدیل به فلاحیه شده است .

از دیگر اقوالی که بیشتر از همه در شادگان شهرت دارد این است که چند نفر در صحرای شادگان عبور می کردند، ناگهان با ماری بزرگ برخورد کردند و آن را کُشتند . بعد از آن که به شهر بازگشتند به لهجه محلی گفتند : « شفنه بالفلا حیّه » یعنی در سرزمین دشت ماری دیدیم . آنگاه آن کلمه را به هم چسباندند یعنی ؛ « فلا » و « حیه» شد « فلاحیه » و شهرت پیدا کرد .

سرانجام در دوران پادشاهی رضا شاه در شهریور 1314 ه .ش به موجب تصویب نامه هئیت وزیران ، همانند اسامی عربی دیگر شهرها ، فرهنگستان ایران نام فلاحیه را به نام اصلی آن یعنی « شادگان » تبدیل کرد و  سالها بعد ، طی تصویب نامه شماره 2458ـ      58/11/27 تابعیت خود را از خرمشهر از دست داد و خود شهرستانی مستقل گردید .

در این جا ذکر یک نکته ضروری به نظر می رسد که در پاره ای از اقوال و منابع به اشتباه آمده است ، که این شهر توسط شیخ سلمان کعبی بنا گردیده است . اما بر اساس دلایل ، چنین امری نمی تواند صحت داشته باشد ، چنانچه کسروی در تاریخ پانصد ساله خوزستان می گوید : در کتاب ها نوشته اند که شیخ سلمان فلاحیه را بنیاد نهاد ولی ما آن را درست نداسته ، نوشتین « فلاحیه دیهی بوده که شیخ سلمان ، آن را شهر گردانید. دلیل این مطلب همان نام فلاحیه است .زیرا اگر شیخ سلمان آن جا را بنیاد می گذاشت ، چرا بایستی فلاحیه بنامد و سلمانیه ننامند .

آن چه مسلم است تا در جایی دیهی یا دهکده ای پدید نیامده باشد ، شهر پدید نمی آید . پس ادعای بنای شهر توسط کعبیان به نظر نمی رسد و طبق آنچه در منابع آمده است ، ایجاد این شهر به زمان ساسانیان بر می گردد و شیخ سلمان بر آبادی ای شهر افزوده ، آن جا را ساخته وبارویی برگردآن کشید.  

                                                                                                                                                         « در آینده نزدیک ادامه ی مطلب راخواهید خواند. » باقی خداست و همه فنا

 

 

[ پنجشنبه ششم خرداد 1389 ] [ 19:5 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

[ دوشنبه سوم خرداد 1389 ] [ 0:27 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]

برای اینکه خواننده گرامی آگاه باشد که بزرگان سیاسی در سده های پیش تا چه اندازه از علم جغرافیا ناآگاه بوده اند به مطلب زیر که مربوط است به شادگان فعلی یکی از شهرهای جنوبی غربی خوزستان، توجه فرمائید:

ناظم الدوله سفیر کبیر ایران در ترکیه (عثمانی) به وزرات خارجه ایران گزارش می دهد که سفیر ترکیه عثمانی در تهران به (باب العالی ) یعنی دربار عثمانی گزارش داده که ایرانی ها قصد دارند در (فلاحیه) قراول خانه (پاسگاه) بسازند. صدر اعظم ، مترجم مخصوص را احضار می کند و از او می پرسد : فلاحیه کجاست ؟ مترجم اظهار بی اطلاعی می کند، نامه ای از اسلامبول به شارژدافر خودشان (وابسته ی نظامی عثمانی در ایران) به تهران می فرستند واز او توضیح می خواهند ، او هم اظهار ناآگاهی می کند، بالاخره صدر اعظم که باید خبر را به سلطان عثمانی بدهدناگزیر نامه ای دیگر به سفیر خودشان در تهران می نویسد که :  « .... هر وقت گزارش می دهی ، کامل بده ، بالاخره فلاحیه چیست و کجاست ؟ این عثمانی است ، ایرانی است ؟ این موضوع را نه تو می دنی نه مترجم ، نه شارژدافر نه سلطان و نه من . از این به بعد اگر گزارش می دهی درست توضیح بده که هم خودت بفهمی ، هم ما و هم دیگران و بالاخره هم سلطان و باب عالی .»

اصل نامه :

ناظم الدوله سفیر کبیر ایران در اسلامبول به وزارت خارجه طهران در تاریخ ربیع الاول 1310 مراسله ای می نویسد که خواندنی است .

«  سفارت طهران به باب عالی نوشته بود ، ایرانی ها می خواهند در فلاحیّه قراولخانه بسازند ممانعت خواهیم کرد ، صدر اعظم مقرب الخاقان آوانس خان باش ترجمان را صدا کرده از او پرسیده بود فلاحیّه کجاست ؟ او نمی دانست از بنده پرسید بنده هم نمی دانستم کجاست ، قرار شد مجددا به شارژدافر خودشان بنویسد و ایضاحات بخواهند مستدعیم بعدا هر اسمی که می نویسید توضیح بدهید ایالت است ، کوه است ، تپه است ، چه چیز است ؟ ایل است ؟ اسم است ؟ نقطه سرحدی است ؟ چون اسامی ایلات و نقاط سرحدی در باب عال ثبت نیست جسارت نموده تبعه ایران است ؟ تبعه عثمانی است ؟ ایل ماست ، ایل عثمانی است ؟ آن ها هم مثل ما نمی دانند ، گاهی از بنده می پرسند ، ایل تبعه شماست یا تبعه ما؟ به واسطه بی اطلاعی غالبا مجبور می شوند به چند ایالت تلگراف کرده اطلاع بخواهند.»

[ جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 ] [ 0:49 ] [ دبیر تاریخ.شادگان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام

قدر زمان حال را بدانیم ،که گذشته بر نمی گردد و آینده شاید نیاید.
××××××××××××
دیروز تاریخ است
فردا امید است
امروز فرصت است
***********
بخش عمده تاريخ حدس است و بقيه تعصب
************
براي آنكه تاريخ تا ابد دروغ باشد كافي است كه يك نفر حقايق را پنهان كند.
************
همواره در تاريخ دنيا خوشبختي و سعادت نصيب كساني شده است كه از زير بار مشكلات و ناهنجاريهاي زندگي خود شانه خالي نكرده و در برابر هر گونه حادثه اي چه خوب و چه بد ايستادگي كرده اند.
************
خوشبختی ما در سه جمله خلاصه شده:
تجربه از دیروز
استفاده از امروز
امید به فردا
*************
همه تاريخ عبارت است از جنگ ميان دو سرباز كه همديگر را نمی شناسند ولی ميجنگند ، برای كسانی كه همديگر را می شناسند و نميجنگند .(شریعتی)

*********

(بعلت بروز بودن وبلاگ، لطفا به آرشیو موضوعی هم توجه فرمایید.)
× ××××××××××
بازدید کنندگان محترم : لطف بفرمائیدنظر خصوصی نگذارید،تا بهتر بتوانم در خدمت شما باشم و دوستان دیگر از نظرات شما استفاده نمایند.
×××××××××××××
امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید.
پیروز و سربلند باشید.