وقتی کریم خان در سال 1178 ه.ق در سیلاخور بود، قاصدی از طرف عمرپاشا والی بغداد خدمت رسیده ، پیغام آورد ، اگر کریم خان بخواهد قبیله ی عربی بنی کعب را ، که برای والی بغداد مزاحمت هایی ایجاد کرده بود سرکوب بکند، دولت عثمانی با در اختیار گذاشتن کشتی و آذوقه اورا یاری خواهد کرد. کریم خان با این پیشنهاد موافقت کرد.

در بهار سال 1178 سپاه ایران به طرف منطقه ی بنی کعب حرکت کرد و شهر فلاحیه( شادگان امروزی) را که مرکز بنی کعب بود متصرف شد. شیخ سلمان رئیس قبیله ی بنی کعب به آن طرف ساحل شط العرب ، به خاک عثمانی فراری شد.

در مورد اختلافات بنی کعب با ترکها و با ایرانی ها جز منابع ایرانی ، اطلاعات زیادی از بایگانی کمپانی هند شرقی در دست است ؛ اما این منابع گاهی با همدیگر متفاوت هستند و اختلافی که بین این منابع وجود دارد، هنوز هم سبب تاریک ماندن قسمت هایی از تاریخ برخوردهای بنی کعب با ترک ها و ایرانی هاست . با اطلاعاتی که تاکنون در دست داریم اهم این برخوردها از این قرار است:

شیخ سلمان با ورود کریم خان به منطقه ی بنی کعب ، چون تاب پایداری نداشت ، فرار کرد. از طرف دیگر در طول سالها اختلاف با ترکها و کمپانی هند شرقی ، شیخ سلمان نشان داده بود که آنقدر نیرومند است که حتی می تواند این دشمن قوی را تحریک کند. اما او برای مقابله با دشمن تازه ی دیگری ، مانند کریم خان هیچ گونه آمادگی نداشت و از این روی مجبور بود که بکوشد تا با ایرانی ها از در آشتی درآید. شیخ سلمان به این منظور به کریم خان زند پیغام داد چنانچه او بتواند با قبیله ی خود در خاک ایران به راحتی زندگی بکند، حاضر است کاملاٌ مطیع کریم خان بوده ، حتی پسر خود را به  نام گروگان به خدمت کریم خان بفرستد. کریم خان که از طرف ترکها نیز چندان حمایت نشده بود و ترکها فقط به ارسال دو قایق کوچک قناعت کرده بودند، از تقاضای شیخ سلمان استقبال کرده و عازم شیراز شد و در روز دوم صفر 1179 به شیراز رسید و تا سال مرگ خود در 1193 دیگر هرگز شیراز را ترک نکرد.

بدین ترتیب دست شیخ سلمان ، در مورد مخالفت با عثمانی ها و انگلیسی ها ، کاملاٌ باز شد. اواخر تابستان 1179 شیخ سلمان دو تا از کشتی های انگلیس را به نفع خود توقیف نموده ، 1176 با کمک متحد ضعیف خود عثمانی ، برای سرکوبی و چند روز بعد یک کشتی دیگر متعلق به انگلیسیها را نیز متصرف شد.

نمایندگی کمپانی هند شرقی که در بصره بود، با این پیشامد از مرکز کمپانی که در بمبئی بود، تقاصای ارسال چند کشتی جنگی نمود. کریم خان به محض اطلاع یافتن از این موضوع ، از فرصت استفاده کرده او نیز نامه ای به بمبئی ارسال داشت و پیشنهاد کرد چنانچه انگلیسی ها در جنگ او با میرمهنا، از طرف دریا او را یاری دهند، او نیز هنگام سرکوب بنی کعب از طرف انگلیسی ها ، با 20000 سپاهی از راه زمین آنها را حمایت خواهد کرد.

شاید از نظر کریم خان پیروزی قطعی بر میر مهنا هدف اصلی بود. در مورد پیشنهاد کریم خان به انگلیسی ها ، که هنگام حمله ی آنها به بنی کعب به آنها کمک خواهد کرد، باید گفت: که شاید هنوز خیال او از طرف بنی کعب که در پائیز 1178 اطاعت کامل خود را اعلام داشته بودند، کاملاٌ راحت نبود یا می خواست از قدرت آنها که هنوز هم تا حدی زیاد بود، بکاهد.

کشتی های انگلیسی با یک هنگ پیاده نظام بی آنکه قبلاٌ برای سرکوب میر مهنا با کریم خان همکاری شده بود، اوائل بهار (مارس1766) وارد بصره شد. به این ترتیب کریم خان برای همکاری با انگلیسیها ، در جنگ آنها با بنی کعب ، دیگر در خود احساس مسئولیتی نمی کرد. کوشش انگلیسی ها در تابستان برای شکست بنی کعب ، به نتیجه نرسیدو مجبور شدند با شکست بزرگی خود را عقب بکشند. متحدین هنگام برخورد با بنی کعب وارد خاک ایران شده بودند و با تقاضای مورخ 17 اکتبر 1766 کریم خان ، که خروج فوری آنها را خواستار شده بود، کاملاٌ غافلگیر شده ، مجبور به ترک ایران و دست کشیدن از جنگ شدند.

منبع : کتاب کریم خان زند و زمان او ـ نوشته دکتر پرویز رجبی ـ ص94