نظام الملک حکایتی در باره این جمله : « پادشاهی با کفر بپاید و با ظلم نپاید» در سیاست نامه آورده است که انشاالله مسئولین شهری خصوصا اعضای محترم شورا و کاندیداهای جدید که عاشقاٌ برای خدمت کردن به خلق خدا آمدند، بخوانند.

عبدالله بن عمر  نقل می کند که « پدر را گفت که ای پدر چون از دنیا بروی کی تو را ببینم ، گفت: بدان جهان ! گفت: زودتر می خواهم . گفت : شب اول یا دوم یا سوم مرا در خواب بینی » اما « دوازده سال بر آمد او را به خواب ندید. پس از دوازده سال به خوابش آمد و گفت: یا پدر نگفته بودی که پس از سه شب مرا در خواب بینی ؟! گفت : مشغول بودم که در سواد بغداد پلی ویران شده بود و گماشتگان تیمار آن نداشته بودند ، گوسفندان بدان پل می گذشتند. گوسفندی را پای به سوراخ فرو شد و بشکست ، تا کنون جواب می دادم.

 منبع: سیاست نامه ، خواجه نظام الملک توسی ، ص 7