در مجلس شورای ملی تمام نمایندگان مطیع فرمان و دستورات رضاشاه بودند و به هیچ وجه ممکن این جرأت را در خود نمیدیدند که برخلاف میل و سخن شاه حرفی بزنند. از این جهت که محتشم‌السلطنه رئیس مجلس بود، نقش به‌سزایی داشت. وی خود را ظاهر فردی مذهبی نشان می‌داد و در عین حال از چاپلوسی و اظهار فروتنی کردن برای شاه هیچ ترس و واهمه‌ای به خود راه نمیداد. معمولاً در دنیا رؤسای مجلس قانونگذاری را از میان افرادی برمی‌گزینند که نسبت به دیگر نمایندگان پارلمان از علم و اراده قوی‌تری برخوردار باشند. بنابراین اینگونه افراد باید زرنگ و دلیر و بی‌باک باشند و در دادن رأی نباید تحت تأثیر و نفوذ هیچ مقامی‌ قرار گیرند. حال می‌خواهیم ببینیم رئیس مجلس خودساخته و پرداخته رضاشاه یعنی حاج محتشم‌السلطنه چه کسی بود و چه شخصیتی داشت؟ مهدی بامداد رئیس مجلس شورای ملی را این‌طور معرفی کرد: «حاج‌میرزا حسن‌خان محتشم‌السلطنه (‌حسن‌اسفندیاری) متولد سال ۱۲۸۳هجری‌قمری پسر میرزا محمد رئیس ملقب به صدیق‌الملک می‌باشد. نامبرده از کارمندان قدیمی وزارت خارجه بود که در خارج از ایران هم مأموریتهایی داشته و مدتی در هندوستان نیز مأموریت داشت و بعد ریاست اداره امور مرکزی وزارت خارجه را عهده‌دار شد.

محتشم‌السطنه پس از فوت پدر خود که رئیس، یعنی معاون وزارت خارجه بود، او نیز رئیس شد. معمولاً در اوایل و اواسط سلطنت ناصرالدین شاه هرکسی که معاون وزارت‌‌خارجه می‌شد او را نائب‌الوزاره و در اواخر رئیس می‌گفتند. وی مدتی در این سمت باقی مانده بود و در دوره مشروطیت بیش‌ازپیش ترقی کرد ودر مدت حیات خود چند بار وزیر دادگستری، خارجه، دارایی و فرهنگ بود و چند بار نیز نماینده و رئیس مجلس شورای ملی بوده‌است ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران در باره محتشم‌السلطنه نوشت:

«در سال ۱۹۰٦(۱۳٤٤ هجری قمری) که میرزا محمد‌علی‌خان علاء‌السلطنه سفیرلندن برای وزارت امور خارجه نامزد گردید محتشم‌السلطنه بجای او مأمور شد.»

اگرچه محتشم‌السلطنه خود را مردی متدین و وفادار به اسلام می‌دانست و سخت به دینداری تظاهر می‌کرد. ولی ابوالفضل قاسمی رفتار و برخوردهای وی را عوام فریبی می‌داند  و می‌گوید: « در کودتای ۱۲۹۹، محتشم‌السلطنه که وزیر خارجه دولت سپهدار ( فتح‌اله اکبر ) بود بازداشت شد، ولی با سقوط دولت ضیاء‌الدین طباطبائی وی در کابینه هم‌زنجیر خود (احمد قوام‌السلطنه ) در ۱۲ خرداد ۱۳۰۰ عهده دار وزارت فرهنگ شد، سپس در ۱۳۰۲ پیشکار آذربایجان شد و به عضویت مجلس مؤسسان در آمد، ولی در اخذ آراء نسبت به خلع سلطنت قاجاریان و بنیان پادشاهی پهلوی (۹ آبان ۱۳۰٤) وی با اجازه در جلسه حاضر نشد.

محتشم‌السلطنه مردی دیندار و دلبسته به مسائل اسلامی بود، ولی گویی این رنگ و نقش دینی به منظور دماگوژی (عوام‌فریبی) بوده و از آن به سود کار و پایه و پیشینه خود سود می‌جسته است.  محتشم‌السلطنه اغلب وضو و نماز خود را در جلوی مردم و محل کار ( مجلس یا وزارتخانه) انجام می‌داد و در نزد مردم خود را معتقد پروپا قرص مسائل شرعی نشان می‌داد، به طوری که وقتی در سال ۱۳٥٦ هجری قمری از سوی رضا شاه برگزیده می‌شد که به لندن برود و در جشن تاجگذاری پادشاه انگلیس ، نماینده باشد، هنگامی که عزم رفتن كرد در پي منجمی فرستاد، تا درجه‌ي انحراف قبله لندن را از او بپرسد که نمازش در آنجا نادرست نباشد و حال آنکه رئیس نیروی قانونگذاری ایران که خود مدتی نیز سفیر ایران در انگلیس بوده قبله را خوب می‌شناخت.