قبله را خوب میشناخت
محتشمالسطنه پس از فوت پدر خود که رئیس، یعنی معاون وزارت خارجه بود، او نیز رئیس شد. معمولاً در اوایل و اواسط سلطنت ناصرالدین شاه هرکسی که معاون وزارتخارجه میشد او را نائبالوزاره و در اواخر رئیس میگفتند. وی مدتی در این سمت باقی مانده بود و در دوره مشروطیت بیشازپیش ترقی کرد ودر مدت حیات خود چند بار وزیر دادگستری، خارجه، دارایی و فرهنگ بود و چند بار نیز نماینده و رئیس مجلس شورای ملی بودهاست ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران در باره محتشمالسلطنه نوشت:
«در سال ۱۹۰٦(۱۳٤٤ هجری قمری) که میرزا محمدعلیخان علاءالسلطنه سفیرلندن برای وزارت امور خارجه نامزد گردید محتشمالسلطنه بجای او مأمور شد.»
اگرچه محتشمالسلطنه خود را مردی متدین و وفادار به اسلام میدانست و سخت به دینداری تظاهر میکرد. ولی ابوالفضل قاسمی رفتار و برخوردهای وی را عوام فریبی میداند و میگوید: « در کودتای ۱۲۹۹، محتشمالسلطنه که وزیر خارجه دولت سپهدار ( فتحاله اکبر ) بود بازداشت شد، ولی با سقوط دولت ضیاءالدین طباطبائی وی در کابینه همزنجیر خود (احمد قوامالسلطنه ) در ۱۲ خرداد ۱۳۰۰ عهده دار وزارت فرهنگ شد، سپس در ۱۳۰۲ پیشکار آذربایجان شد و به عضویت مجلس مؤسسان در آمد، ولی در اخذ آراء نسبت به خلع سلطنت قاجاریان و بنیان پادشاهی پهلوی (۹ آبان ۱۳۰٤) وی با اجازه در جلسه حاضر نشد.
محتشمالسلطنه مردی دیندار و دلبسته به مسائل اسلامی بود، ولی گویی این رنگ و نقش دینی به منظور دماگوژی (عوامفریبی) بوده و از آن به سود کار و پایه و پیشینه خود سود میجسته است. محتشمالسلطنه اغلب وضو و نماز خود را در جلوی مردم و محل کار ( مجلس یا وزارتخانه) انجام میداد و در نزد مردم خود را معتقد پروپا قرص مسائل شرعی نشان میداد، به طوری که وقتی در سال ۱۳٥٦ هجری قمری از سوی رضا شاه برگزیده میشد که به لندن برود و در جشن تاجگذاری پادشاه انگلیس ، نماینده باشد، هنگامی که عزم رفتن كرد در پي منجمی فرستاد، تا درجهي انحراف قبله لندن را از او بپرسد که نمازش در آنجا نادرست نباشد و حال آنکه رئیس نیروی قانونگذاری ایران که خود مدتی نیز سفیر ایران در انگلیس بوده قبله را خوب میشناخت.
سلام